تاریخ روزاوقات شرعی
روزشمار غدیر حدیث موضوعی حقانیت شیعه
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

شیطان

 

 


بعضی وقتها انسان از خودش اعمالی را بروز میدهد که آن اعمال ناخواسته نتایجی خاصی را براش پیش می آورد!


 

خداوند در سوره مبارکه زخرف می فرماید کسانی که از یاد خدا روی گردان بشوند و کلام و منش معصومین و اولیاء و شهدا را تبعیت نکنند و به قول معروف از همراهی و همنشینی صحیح با این خوبان دوری کنند ، خداوند توفیق همراهی با خوبان را بخاطر این لجبازی، از آنها میگیره و برایشان همراه و قرینی قرار میدهد که خودشان دنبالش بودند!

وَمَنْ یعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیضْ لَهُ شَیطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ(الزخرف/36)

و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطانی را به سراغ او میفرستیم پس همواره (آن شیطان) قرین و همراه اوست!

البته باید توجه داشته باشیم این خدا نیست که همراه شیطان صفت را، برای یک بنده قرار داده ، بلکه اعمال و لجبازی های خود او  بوده است، که این نتیجه را پیش آورد و خداوند هم تنها نتیجه ای که خود او ، به دنبالش بود را ، در اختیارش گذاشت!

                            از مکافـات عمل غافـل مشو                             گندم از گندم بروید جو زجو

 نکته ای که باید به آن توجه داشت ، مطلق بودن آیه هست ، یعنی هم ممکن است این اتفاق و همراهی با فرد پلید مربوط به این دنیا باشد و هم در سرای بعد از مرگ، پس ممکن است فردی که کلام نصیحت گونه بندگان خوب خدا رو نشنود و لجبازی کند ، سرانجام خودش را در کنار رفیقان و یا همسری شیطان صفت ببیند ، که این نتیجه اعمال خود اوست!

اما کار این رفیقان و همراهان شیطان صفت چیست ؟!

هم ممکنه این اتفاق و همراهی با فرد پلید مربوط به این دنیا باشه و هم در سرای بعد از مرگ، پس ممکنه فردی که کلام نصیحت گونه بندگان خوب خدا رو نشنوه و لجبازی کنه ، سرانجام خودش رو در کنار رفیقان و یا همسری شیطان صفت ببینه ، که این نتیجه اعمال خود اوست!

 

وَإِنَّهُمْ لَیصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَیحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ(الزخرف/37)

 

و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که آن افراد گمان می‌کنند (بواسطه این همراهان از) هدایت‌یافتگان حقیقی هستند!

جالبتر اینکه این قضیه تا روز محشر ادامه دارد!

حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ یا لَیتَ بَینِی وَبَینَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَینِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ(الزخرف/38)

تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود؛ چه بد همنشینی بودی!

وَلَنْ ینْفَعَکُمُ الْیوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّکُمْ فِی الْعَذَابِ مُشْتَرِکُونَ(الزخرف/39)

(ولی به آنها می‌گوییم: ) هرگز این گفتگوها (و ابراز پشیمانیها) امروز به حال شما سودی ندارد، چرا که ظلم کردید؛ و همه در عذاب مشترکید!

  

آثار شوم معنوی گناه

تکرار گناه و مداومت آن، موجب تیرگی و واژگونی قلب و مسخ انسان از حالت انسانیت به حالت درنده‌خوئی و حیوان‌صفتی می‌گردد و نیز باعث گناهان بزرگتر می‌شود. به عنوان مثال: گنهکاری که برای اولین بار لب به شراب می‌زند، چون مسلمان است، آشامیدن چند قطره از شراب، برای او بسیار سخت است، ولی بار دوم کمی آسان می‌شود و وقتی زیاد تکرار شد، آشامیدن چند لیوان از آن، برای او از آب خوردن آسانتر می‌گردد.

آری تداوم گناه این چنین گناه- حتی گناهان بزرگ- را برای انسان آسان می‌گرداند.

تکرار گناه و مداومت آن، موجب تیرگی و واژگونی قلب و مسخ انسان از حالت انسانیت به حالت درنده‌خوئی و حیوان‌صفتی می‌گردد و نیز باعث گناهان بزرگتر می‌شود

 

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: پدرم می‌فرمود:

 

ما من شیء افسد للقلب من خطیئة ان القلب لیواقِعُ الخطیئة فما تزال به حتی تغلبَ علیه فیصیِّرَ اَعلاهُ اسئلهُ.

چیزی بیشتر از گناه، قلب را فاسد نمی‌کند، قلب گناه می‌کند و بر آن اصرار می‌ورزد و درنتیجه سرنگون و وارونه می‌گردد. (یعنی به گونه‌ای مسخ می‌گردد که موعظه در آن اثر نمی‌نماید).[اصول کافی ج 2 ص 268. ]

و امام باقر علیه‌السلام فرمودند: ما من نکبة تُصیبُ العبد الا بذنب.[35]

هیچ نکبتی به بنده نرسد مگر به خاطر گناه.

 

 

آثار گوناگون گناه

با گناهان مختلف، دارای آثار گوناگون است که ما آنها را به اختصار می‌گوئیم چون بررسی کردن تمام روایات و آیات یک کتاب مستقلی لازم دارد.

گناه موجب می‌شود: 1- قساوت قلب 2- سلب نعمت 3- مانع استجابت دعا 4- الحاء و انکار 5- قطع روزی 6- محرومیت از نماز شب 7- عدم امن از بلای شبگیر و ناگهانی 8- قطع باران 9- ویرانی خانه 10- حبس صدساله در قیامت 11- خشم و لعن الهی 12- بلاهای بی‌سابقه 13- پشیمانی 14- پرده‌دری و رسوائی 15- کوتاهی عمر 16- زلزله 17- فقر عمومی 18- اندوه 19- بیماری 20- تسلط اشرار 21- حبط شدن اعمال و ....

 

 

 

 

خلاصه سخن

یا که آن عاشى و شیطانش بما

هر دو باز آیند در روز جزا

گوید آن عاشى قرینش را ببین

بودِمان ، اى کاش بُعدَ المشرقین‏

تا نمی‏دیدم تو را هرگز چنین

اندر این ، بُعدِ مکان ، اى بُد ، قرین‏

عاشیان را گوید آن افرشته زود

این تمنا ندهد امروز ، سود

چون ستمکارى ، و عارى از صواب

مشترک باشید با هم در عذاب‏

 

فراوری: محمدی               

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان







شجره نامه میرناصری های محل سادات کرهرود

28 فروردین 1394 جمع آوری از کتاب بنی فاطمه محقق وشاعر حجت السلام همایون فراهانی(سید مرتضی ناصری کرهرودی ابن حاج سیدمحمد آقا)

 

 

 

شناخت بیشتر کرهرود که به زمان خلفای عباسی می رسدنام اولی? کرهرود در زبان عربی کرج بوده و سبب آن به ادبیات عرب برمی گردد که در کلمات اعلام (هاء) را به (جیم) تبدیل میکنند، و این نام در زبان فارسی تبدیل به (هاء)یعنی کره می شود. کرهرود را ابودلف که فرزند یکی از فرماندهان ارتش امین خلیفه عباسی بوده است در زمان مأمون بنا نهاده و درحوالی سال 210 هجری در کرهرود حکومت مستقلی داشته است. به نقل از گذشتگان پس از ابودلف سلطان شیخ احمد به این دیار آمده و مسکن می گزیند. سلطان شیخ احمد مردی از تبار حارث همد
نویسنده: سید مرتضی میر ناصری کرهرودی - چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393

شجره نامه سادات جلیل القدرکرهرود.سادات کرهرود رقم بزرگی را از سادات را نشان می دهدمحله سادات کرهرود یکی از محله های بنام کرهرود  که شمار کثیری از سادات را در خود جای داده است که نسب شان به سید محمد مکی معروف به بابا سید محمد سی ام نسل امام سجاد علیه السلام  که قبر مطهرشان با یک باز سازی متبرک به یک گنبد طلایی در تخت سادات کرهرود در تخت سادات کرهرود  مزین شده است که در قرن دهم هجری زندگی می کرده است .سید محمد مکی نیز از سادات حسینی آوه {نزدیک ساوه}است که سلسله النسب آنان در کتب معتبره ی انساب همچون سراج الانساب  مذکور گردیده است .                                          اینک به شرح نسب سیدمحمد مکی :          سیدمحمد مکی معروف به باباسید محمد بن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بنزید بن علی بن حشین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر بن امام زین العابدین علیه السلام بن امام حسین شهید علیه السلام بن امام علی علیه السلام بن ابیطالب ابن عبدالمطلب ابن هاشم  ./                 حسن افطس کوچکترین فرزند امام سجاد علیه السلام است از این رو به اصغر ملقب گردیده است در حدود سی سالگی وفات کرد وقبرش در ینبع است. حسن الافطس بن علی اصغر در زمان منصور دوانیقی نهضتی را تدارک بر علیه منصور ایجاد وبه زندان منصور منتقل مشود  وتا زمان امام جعفرصادق علیه السلام  زندانی که امام وساطت کرده که منصور هم حسن افطس را به امام همام می بخشد . علی الحوری بن حسن افطس معروف به الحریری یا حوری که در زمان هارون الرشید به دست آن زمامدارپلید مظلومانه شهید می شود .........                                                 

بابا سید محمد مکی با یک هجرت از آوه ساوه  به خطه کرهرود می ]ید وکرهرود که خود داستانی باقدمت 2500 ساله را دارد  که شواهد آن با سند  بر می گردد. اقامت می گزیند و در حوزه علیمه ای که دایر بوده به تدریس می پردازد واز این آقا پنج پسر  باقی می ماند .به نام های:     1-میر کمال بن سید محمد مکی که  جد سادات میر معینی ها است .                              

2-میرصفدر بن سیدمحمد مکی  که جد سادات اخلاقی ومیرعلیاری ها میر علی اکبریها  است.

3-میرهاسم جد میر آقاجانی ها  و میر یونسی ها                                           

4-میر بها  بن سید محمدمکی جد میر ناصری ها                                                

  5-سید حیدر بن سید محمد مکی   اولاد بزرگ بابا سید محمد که از او میر علی محمد که در ضلع  غربی ربقعه   تخت سادات مدفون  وسنگ قبرش بر فراز قبر بر روی دیوار نصب گردیده است به دنیا می آِید واز میر علی محمد چهار فرزند به نام های 1-سیدمحمد 2-سیداحمد 3-سید یحیی 4-سید هادی  به دنیا می آیند. واز سید احمد فرزندی به نام آیت اله نورالدین عراقی  محسنی ها  از علمای اراک معروف می باشند . شرح زندگی سادات کرهرود  در کتاب بنی فاطمه در استان مرکزی  تالیف دانشمند   معطم و محقق وپژوهشگر  حجت السلام والمسلمین کمال الدین فراهانی   واعظ معروف شهرمان  سادات استان مرکزی را جمع آوری وبه چاپ رسیده که می توانید با مراجعه به کتاب از جزئیات کامل بر خور دار شوید .      

شجره نامه میرناصری های محل سادات کرهرود 

میرناصری ها آقابابا دارای نخل محل سادات

میرناصری ها سیدحسن آقا بانی نذری حسینه محل سادات

میرناصری ها      عموهدایت دارای علم غیبی محل سادات

میرناصری ها آقامحمد متولی حسینه جا پا مرتضی علی تخت سادات

 

(سیدتوحید -سیدمحمد  -.مبیناسادات)ابن سیدمرتضی ابن حاج سیدمحمد آقا

            منیر سادات -معصوم سادات -   سیدمرتضی -    اعظم سادات -مریم سادات -لیلا سادات ابن

حاج سید محمد آقا(همسر سیده صدیقه خانم اجاقی انجدانی ابن سید عبداله ) ابن

سید ابراهیم(همسر سیده قمرمیراشرفی ابن سید محمد) ابن

سیدرمضان (صاحب علم غیبی محل سادات) ابن

میرناصرابن

میربهاءالدین ابن

میرعلی ابن

آقامیر ابن

میربها ابن

باباسیدمحمد

ابن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بن زید بن علی بن حسین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر

ابن امام زین العابدین علیه السلام

ابن امام حسین علیه السلام

ابن امام علی بن ابیطالب علیه السلام ابن عبدالمطلب ابن هاشم

..........................................................................................................

بی بی آغا- خانم آقا- آقاحسن-آقا حسین - آقا محمد - آقا رمضان آقا مرتضی

ابن عمو سید هدایت (عام هدا)(دارای علم غیبی محل سادات کرهرود)

ابن سید رمضان

ابن میرناصرابن

میربهاءالدین ابن

میرعلی ابن

آقامیر ابن

میربها ابن

باباسیدمحمد

ابن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بن زید بن علی بن حسین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر

ابن امام زین العابدین علیه السلام

ابن امام حسین علیه السلام

ابن امام علی بن ابیطالب علیه السلام ابن عبدالمطلب ابن هاشم

..................................................................................................................

بتول سادات -اشرف سادات -آقا مصطفی -آقا محمد - آقا رضا - آقا مهدی - آقا جواد

ابن حاج سید آقا ابوالفضل

ابن آقا بابا

ابن سید رمضان

 ابن میرناصرابن

 میربهاءالدین ابن

   میرعلی ابن

   آقامیر ابن

   میربها ابن

   باباسیدمحمد

 ابن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بن زید بن علی بن حسین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر

ابن امام زین العابدین علیه السلام

ابن امام حسین علیه السلام

ابن امام علی بن ابیطالب علیه السلام ابن عبدالمطلب ابن هاشم

 

..........................................................................................................

 

 

..........................................................................................................

حجت السلام حاج آقا حسین ابن

آقا بابا (دارای نخل محل سادات کرهرود)ابن

سید اسماعیل ابن

میربابا ابن

 میرناصرابن

 میربهاءالدین ابن

 میرعلی ابن

  آقامیر ابن

میر بها ابن

بابا سید محمد ابن

ابن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بن زید بن علی بن حسین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر ابن امام زین العابدین علیه السلام ابن امام حسین علیه السلام ابن امام علی بن ابیطالب علیه السلام ابن عبدالمطلب ابن هاشم

.........................................................................................................

سید حسن آقا(بانی نذری محل سادات کرهرود) ابن

سید میرزا آقاابن

سید مصیب ابن

سید ذوالفقارابن

 

 میرناصرابن

 میربهاءالدین ابن

 میرعلی ابن

 آقامیر ابن

 میربها ابن

 باباسیدمحمد

 ابن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بن زید بن علی بن حسین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر

 ابن امام زین العابدین علیه السلام

 ابن امام حسین علیه السلام

 ابن امام علی بن ابیطالب علیه السلام ابن عبدالمطلب ابن هاشم

......................................................................................................

آقامحمد( متولی جا پا مرتضی علی علیه السلام)ابن

عمو حاج آقا ابن .

.............ابن .

........ابن

........ابن

........ابن

.......ابن

میرناصرابن

 میربهاءالدین ابن

میرعلی ابن

 آقامیر ابن

 میربها ابن

 باباسیدمحمد

 ابن غیاث الدین بن معصوم بن تاج الدین بن رضی الدین بن علی بن ابومحمدرضاءالدین حسن ملقب به کمال الدین بن فخرالدین محمدبن محمدرضی الدین زاهد بن رضی الدین محمد بن زید بن داعی بن زید بن علی بن حسین بن حسن التج بن ابیالحسن العلی بن ابومحمدحسن الرئیس بن حسن الفطس بن علی الاصغر

 ابن امام زین العابدین علیه السلام

 ابن امام حسین علیه السلام

 ابن امام علی بن ابیطالب علیه السلام ابن عبدالمطلب ابن هاشم







امیدبخش-ترین-آیه-قرآن-کریم-کدام-است؟







مرغ باغ ملکوت نویسنده: جوادزاده - 1395/11/28

 

مرغ باغ ملکوتم  نیَم از عالم خاک ؟ 

دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم ؟


شعر عارف به دلیل لطافتی که دارد برای همه خوشایند است و چون موزون است براحتی در زبانها میچرخد و ورد زبان میشود. آوازه خوانان برای ترانه سازی از آن رغبت نشان میدهند و آهنگ سازها نواهای بدیع از آن خلق میکنند. آوازه خوانان در هنگام خواندن شعر ، چشمهای خود را میبندند و ژست ما فوق معنا بخود میگیرند و نوازندگان چنان به تن خود پیچ و تاب میدهند که گویی بهتر از خود عارف به عمق معنا فرو رفته و به رعشه ی عشق حقیقی دچار آمده اند. 

ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست 

به امید سر کویش پر و بالی بزنم


اما اگر با محوریت تجربه های شخصی به موضوع نگاه کنیم اوضاع بکلی فرق میکند و شرایط پیچیده ای حادث میشود ، گره اندر گره می افتد و دشواری طاقت فرسای کار آشکار میشود چنانچه هیچ کدام از لذت برندگان دیروز ، اکنون دیگر لذتی نمیتوانند ببرند.

اگر فقط بخواهیم سخن موزون بخوانیم و لذتی مخدر وار ببریم و به خلسه ای و رعشه ای و نعشه ای در حد رفت و آمد اهل منقل بسنده کنیم حرف دیگریست و یا اگر به سیاق گردشگرانی که به بازدید آثار باستانی میروند و از شکوه و عظمت آن لذت بصری بی رنج میبرند ولی تاب فعلگی ندارند و به هیچ قیمتی حاضر نیستند که دستی در گل فرو برند و خشتی روی خشتی بگذارند در اینصورت خواسته ایم که رنج و ریاضت دیگران را دست مایه ی خوشی و کیف خویش قرار دهیم.

آنگاه جا دارد که فقها مثل شرابی که حرام است فتوایی یکسان در حرمت شعر صادر کنند و یکسره دیوان اشعار عرفا را ضاله بنامند زیرا هرچیزی که بدون علت روحانی ، انسان را به مستی و بی خبری ببرد و بی دلیل باز گرداند حکم یکسان دارد چه شراب باشد چه شعر .

اى خوش آن روز که پرواز کنم تا برِ دوست

به هواى سرِ کویش پر و بالى بزنم

 

کیست در گوش که او مى شنود آوازم؟

یا کدام است سخن مى نهد اندر دهنم؟

 

کیست در دیده که از دیده برون مى نگرد؟

یا چه جان است، نگویى، که منش پیرهنم؟







امیدبخش ترین آیه قرآن کریم کدام است؟

حضرت علی علیه السلام بر جمعی وارد شده و از آنها سؤال فرمودند: آیا می دانید امید بخش ترین آیه قرآن کدام است؟!

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم نقل است هرکس به فراخور حال خویش آیه ای را عنوان کرد. بعضی گفتند: آیه «إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ»[1] یعنی خداوند جز شرک، گناهان دیگر را می بخشد.

بعض دیگر بر آن بودند که این آیه است؛ «وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَحیمًا»[2] یعنی هرکس خلافکار و ظالم باشد ولی استغفار کند، خداوند را بخشنده و مهربان خواهد یافت.

عدّه ای اظهار داشتند آیه «یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا»[3] یعنی ای بندگان من که در حقّ خود اسراف کرده اید! از رحمت خدا مأیوس نشوید، زیرا او همه گناهان را می بخشد.

تعدادی هم نظر به این آیه داشتند؛ «وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ»[4] یعنی کسانی که اگر کار زشتی انجام دادند و به خودشان ظلم کردند، یاد خداوند می کنند و برای گناهان خویش استغفار می نمایند، و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد.

بعد از اینکه حضرت نظرات آنان را شنید، فرمودند:

از حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: امید بخش ترین آیه در قرآن این آیه است: «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ»[5]

سپس پیامبر صلی الله علیه و آله ادامه دادند: یا علی! سوگند به خداوندی که مرا بشیر و نذیر به سوی مردم مبعوث کرد، وقتی که انسان برای نماز وضو بگیرد، گناهانش ریخته می شود، و زمانی که رو به قبله کند، پاک می شود. یا علی! مثال اقامه کننده نمازهای روزانه، مثل کسی است که هر روز پنج مرتبه در نهر آبی که جلوی منزل اوست خود را شستشو کند.[6]

[1]. نساء، 48.

[2]. نساء، 110.

[3]. زمر، 53.

[4]. آل عمران، 134.

[5]. هود، 114.

[6]. تفاسیر مجمع البیان و کنزالدقائق‏.







Image result for ?اهمیت حضرت زهرا?‎

فاطمه زهرا علیهاالسلام در دوران غربت اسلام به دنیا آمد و از همان اوان کودکی در کانون اصلی مبارزه، با طعم سختی ها و مشکلات آشنا شد. هیچ کس مانند او شاهد زحمت های طاقت فرسا و شبانه روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود. او در خلوت های پیامبر، درد دل های پدر را به گوش جان می شنود و همانند مادری دل سوز سر حضرت را بر دامن می گرفت و آرام بخش دلش می گشت تا آن جا که پدرش به وی لقب «ام ابیها» داد. در این مقاله، به زندگی آن بزرگوار می پردازیم.

فاطمه علیهاالسلام ، مادر پدر، همسر علی علیه السلام

حضرت زهرا علیهاالسلام نزدیک ترین نسبت را با رسول خدا صلی الله علیه و آله داشت. او یگانه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که نسل پاک نبوی از طریق او ادامه یافت. احترام شگفت انگیز پیامبر به دخترش، از شخصیت ممتاز او حکایت داشت و سفارش های مکرر رسول خدا صلی الله علیه و آله به مؤمنان درباره حفظ حرمت او و احترام ویژه به آن بانوی والامقام، منزلت عالی او را برای همگان روشن ساخته بود.

حضرت زهرا علیهاالسلام ، همسر امیرمؤمنان علی علیه السلام بود که دومین شخصیت ممتاز جهان اسلام به شمار می رفت. شناخت صدیقه طاهره از امیرمؤمنان، عمیق ترین شناخت ها بود. دیگران فقط شعاعی از صفات نیک علی را دیده بودند، ولی او با تمام وجود از اخلاص علی علیه السلام و سوز دل او آگاه بود.

جلوه ای از وجود زهرا علیهاالسلام در آیینه قرآن

بدون تردید، مطلوب ترین سخن درباره حضرت زهرا علیهاالسلام ، کلام پروردگار جهانیان است. قرآن کریم، فاطمه علیهاالسلام را کوثر محمد صلی الله علیه و آله می داند. کوثر معنایی گسترده دارد؛ یعنی خیر فراوان، ولی بسیاری از بزرگان علمای شیعه و اهل سنت، یکی از روشن ترین مصداق های آن را وجود مقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام دانسته اند.

در شأن نزول سوره کوثر آمده است که مشرکان، پیامبر اسلام را به بی نسلی متهم کردند. قرآن با رد سخن آنها می گوید: «ما به تو کوثر دادیم.» از این تعبیر استفاده می شود که این خیر فراوان، همان فاطمه زهرا علیهاالسلام است که نسل رسول خدا صلی الله علیه و آله از راه همین دختر گرامی در جهان انتشار یافت. مفسران یادآور شده اند اینکه این سوره خبر می دهد پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله ، بی فرزند نخواهد بود و نسل و دودمان او فراوان خواهد شد، یکی از جنبه های اعجاز قرآن است.

فاطمه، اسوه عالم

آنچه فاطمه علیهاالسلام را نمونه کرده، کامل بودن او در همه جنبه های نیک بشری است. اسوه های الهی همواره از دیگر افراد بشر در کمالات انسانی پیش قدم هستند. ما هر چه بکوشیم، نمی توانیم به افق فضیلت های آنان برسیم، ولی باید در مسیر آن بزرگواران حرکت کنیم. شاید به همین دلیل است که حضرت مهدی علیه السلام در آخرالزمان، فاطمه علیهاالسلام را اسوه و الگوی خود می خواند؛ زیرا رفتار و گفتار فاطمه علیهاالسلام ، به نیازها و مسائل جامعه امام زمان علیه السلام پاسخ می دهد.

لالایی بیداری

فاطمه زهرا علیهاالسلام زمانی که با فرزند خود، حسن مجتبی علیه السلام نجوای مادرانه داشت، اشعار زیبایی می سرود. ایشان در شعری به فرزندش می فرماید: «حسن جان! مانند پدرت علی باش و ریسمان را از گردن حق بردار و خدای صاحب نعمت و احسان کننده را بپرست و با افراد بدخواه و کینه توز دوستی مکن».

حضرت فاطمه علیهاالسلام در آغاز سخن خود با فرزندش به یک نکته مهم تربیتی اشاره دارد. ایشان حضرت علی علیه السلام را که بهترین و کامل ترین الگو برای انسان است، به فرزندش می شناساند و می فرماید از او سرمشق بگیر. در بخش دیگری از این شعر، حضرت به مهم ترین مسئولیت اجتماعی انسان اشاره می کند و فرزندش را به حق طلبی و احیای حقوق دیگران فرا می خواند.

اهمیت تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام

تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام که پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله آن را به یگانه دختر خود آموزش داده است، جایگاه و اهمیت خاصی دارد. امام باقر علیه السلام فرمود: «خداوند در میان حمدها به چیزی بافضیلت تر از تسبیح فاطمه علیهاالسلام عبادت نشده است.» امام صادق علیه السلام نیز فرمود: «سوگند به خدا، اگر چیزی بافضیلت تر از تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به فاطمه می آموخت».

اهتمام فاطمه علیهاالسلام به احادیث نبوی

حضرت فاطمه علیهاالسلام در پاسخ کسی که حدیثی از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله درخواست کرده بود، فرمود: پدرم می فرماید: «کسی که همسایه از آزارش در امان نباشد، از مؤمنان نیست. هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، همسایه اش را آزار نمی دهد. هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید حرف خوب بگوید و گرنه ساکت باشد. خدای متعالی افراد خیرخواه، بردبار و باعفت را دوست دارد و شخص بد زبان، سست و لج باز را دشمن می دارد».

پرواز به سوی سفر ابدی

حضرت فاطمه علیهاالسلام هنگام رحلت، به امام علی علیه السلام وصیت کرد مرا تنها نگذار و بر بالینم بنشین و سوره یاسین تلاوت کن. چون این سوره به پایان رسد، عمر من نیز پایان خواهد یافت. امام علی علیه السلام در حالی که می گریست، به تلاوت قرآن پرداخت. وقتی سوره یاسین به پایان رسید، نفس های فاطمه علیهاالسلام سنگین شد. در این حال دوبار چشمانش را گشود و دوبار سلام داد: «سلام بر تو ای جبرئیل! سلام بر شما ای فرشتگان. ای پروردگار! به سوی تو می آیم.» آن گاه روحش به آسمان ها پرواز کرد.

مردم مدینه، عزادار ریحانه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله شدند و منتظر بودند بر جنازه او به نماز بایستند، ولی ابوذر خطاب به آنان گفت: «به خانه هایتان بازگردید که جنازه گل رخشنده پیامبر گرامی پس از این به خاک سپرده می شود» و آنان با شنیدن این سخن پراکنده شدند.

پیام های فاطمی

فاطمه علیهاالسلام و قرآن

فاطمه علیهاالسلام عصاره همه ارزش هاست و آنچه خوبان همه دارند، او به تنهایی دارد. حضرت زهرا علیهاالسلام می فرماید: «از دنیای شما سه چیز را دوست دارم: تلاوت کتاب خدا، نظر به چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله و بخشش در راه خدا».

فاطمه علیهاالسلام و خداشناسی

روزی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله از فاطمه علیهاالسلام پرسید: «از خدا چه درخواستی داری؟ هم اکنون فرشته وحی در کنار من است و از سوی خداوند پیام آورده است که هر حاجتی داری، برآورده می شود.» فاطمه علیهاالسلام درپاسخ فرمود: «لذت خدمت او مرا از تمنا بازداشته است. جز به دیدار جمال والای خدا نیازی ندارم».

اخلاص در عبادت

حضرت فاطمه علیهاالسلام می فرماید: «هر کس عبادت خالصش را برای خدا به بالا بفرستد، خداوند بهترین بهره ها را به سوی او فرو می فرستد».

صفات شیعیان

حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: «اگر به آنچه به شما امر می کنیم، عمل می کنی و از آنچه بر حذرتان می داریم، دوری می کنی، از شیعیان مایی؛ و گرنه نیستی».







چگونه خوب بودن را معنی می کنید؟ جایگاه عشق در زندگی شما کجاست‌ ؟ چه چیزهایی برایتان بیشترین اهمیت را دارد؟ چگونه یک زندگی کامل را برای خود تصور می کنید؟

جایگاه عشق

جایگاه عشق

سال گذشته معلم یوگای من یک داستان سر کلاس برایمان تعریف کرد که در مورد هانومان خدای باستانی هندو بود که به عنوان یک میمون به تصویر کشیده می شد. وقتی از او پرسیده شد که چه خصلت متمایزی دارد و فکر می کند که چرا باید خدای میمون ها باشد، او سینه خود را شکافت و قلبی سرسبز و بی انتها را نشان داد که می شد داخل آن غرق شد و از دنیا جدا بود.

این داستان با من همیشه بوده است. گاهی از خود می پرسم، چه ارتباطی با قلب خود دارم؟ چگونه آن را غرق در عشق نگه می دارم و قلب من شبیه چیست؟ یک جنگل سرسبز یا یک کویر خشک و زشت؟ این سوال همیشه با من بود اما هیچگاه نمی توانستم جواب آن را پیدا کنم. من واقعا نمی دانستم که جایگاه عشق در زندگی ام کجاست و چقدر به آن بها می دهم؟ نمی دانستم محبت، انسانیت و خوب بودن در من وجود دارد یا تنها به آن تظاهر می کنم و مثل خیلی از آدم ها در موقع سختی آنها را فراموش می کنم.

آنچه من بیشتر به چشمم می دیدم ربطی به جایگاه عشق نداشت و تنها با اعداد و ارقام سر و کار داشت. مقدار پول، زمان، روز، سال، ماه، تعداد کالری، معدل، نمره، تعداد دوست های اجتماعی، تعداد دوست دارانم، تعداد کشورهایی که دیده ام، و و و …

من احساس می کنم زندگی کوتاهی داریم و اتفاقا اعداد هم حس خوبی به من می دهند. من عاشق ریاضی هستم و از آن لذت می برم اما باز هم تصور نمی کنم اعداد بتوانند ارزش واقعی زندگی را به تصویر بکشند. اعداد همه جا هستند و می توانند در تصمیم گیری ها و دیدگاه های ما دخیل باشند. اعداد می توانند به ما هدف بدهند و در پیشرفت و ارزیابی ما موثر باشند.

اما اغلب این اعداد نیستند که می توانند جایگاه خود را در قلب و روح ما پیدا کنند. بلکه کلمات و حرف هایی که از احساسات مان منشا می گیرند این کار را با ما می کنند. خنده، ارتباطات، عشق تجربیات خام، خودانگیختگی، عفو و بخشش، ماجراجویی و هزاران چیز دیگر هستند که اعداد کاملا در توصیف آن ها قاصرند. برای مثال اصلا مهم نیست که من یک انسان چند ساله هستم. چرا که سن و سال من کیفیت زندگی من و میزان خوشحالیم را مشخص نمی کند.

مثلا اگر 24 سال دارم مهم نیست که در برخی روابط شکست می خورم مهم این است که احساس و قلب من باز هم قادر است افراد جدیدی را به خود راه بدهد و من باز هم شانس این را دارم که جایگاه عشق را در خود پیدا کنم. من دوست دارم تجربه کسب کنم و بابت اشتباهاتم سپاسگزارم چرا که راه را به من نشان می دهند. آنچه مهم است ارتباطات است. اگر بتوانم کنار مردی که 20 سال از من بزرگ تر است خوشحال باشم و یا با مردی که 20 سال از من جوان تر است احساس راحتی کنم قطعا برد کرده ام.

در استفاده از برنامه های پیام رسان اجتماعی مهم نیست که چقدر عکس من نظر دیگران را به خود جلب می کند و چه تعداد لایک می گیرد بلکه مهم این است که بتوانم از آن برنامه ها به نحو احسنت برای ارتباط گرفتن با دیگران استفاده نمایم.

به عنوان یک معلم یوگا مهم نیست که چه تعداد از مردم به کلاس های من می ایند، مهم این است که شاگردانم در کلاس من جایگاه عشق را در خود پیدا کنند و احساس بهتری داشته باشند.

به عنوان یک دونده مهم نیست اگر همیشه نتوانم جز نفرات اولی باشم که به مقصد می رسند. بلکه مهم این است که بتوانم از مزایای وزرش کردن برای سلامتی و وضعیت بهتر بدنم استفاده کنم.

به عنوان یک زن مهم نیست که وزن من چقدر است مهم این است که بتوانم جایگاه عشق را در قلب خود احساس کنم و زندگی شاد و سالم و پر از جنبه های مثبت را برای خود داشته باشم.

بهتر است یاد بگیریم هیچگاه به وسیله ی اعداد خودمان را با دیگران مقایسه نکنیم. هر کدام از ما یک فرد متفاوت با زندگی های متفاوت هستیم که داستان ها و حرف های زیادی برای گفتن داریم و هیچ گاه نمی توان ما را در مجموعه ای از اعداد تعریف کرد.

در درون هر انسان یک جایگاه عشق وجود دارد که به ناب ترین شکل خود حفظ شده و از زمان آغاز حیات ما منتظر است تا کم کم با خاطرات و روزهای خوب و بدی که داریم لبریز شود. در همین بخش است که ما رویاهای بزرگ را برای خود نگه می داریم و یاد می گیریم که به همه چیز و همه کس عشق بورزیم. درواقع همه ی ما استعداد عاشق بودن را داریم اما نوع آن و کیفیت آن و اینکه کی و کجا آن را در خود کشف کنیم تنها به خود ما بستگی دارد. به این ترتیب می توانیم هر چیزی را به کمک عشق و احساسی که داریم تعریف کنیم و دیگر نیازی نیست برای توجیه خود از اعداد کمک بگیریم.







نقشه سیاسی کشور های جهان







چه تعداد کشور در جهان وجود دارد؟ در جواب این پرسش پاسخ های مختلفی داده میشود. زیرا هر کشوری براساس منافعی که دارد می گوید که تعداد کشورها چند تا است و چه کشور هایی را به رسمیت میشناسد. برای نمونه وزارت خارجه آمریکا در پاسخ به این پرسش 195 کشور را نام می برد. اما شاید بتوان گفت که بهترین پاسخ برای پرس چه تعداد کشور در جهان وجود دارد ؟ 196 کشور باشد.

تعداد اعضای سازمان ملل متحد

193 کشور در جهان عضو سازمان ملل متحد هستند. از این رقم به عنوان تعداد کشور های جهان هم نام برده می شود. میتوان گفت این تعداد تقریبا بیانگر اکثر کشور های جهان است اما هنوز دو کشور مستقل به رسمیت شناخته شده و جود دارد که عضو سازمان ملل نیستند! مانند واتیکان  و کوزوو .

در نظر برخی کشور ها تایوان نیز ویژگی ها و خواص یک کشور مستقل را دارد امابه دلایل سیاسی در تلاش برای شناخته شدن به عنوان یک کشور مستقل از سوی جامعه بین المللی شکست خورده. این عده عقیده دارند باید تایوان را به عنوان کشوری مستقل در نظر گرفت. به گفته آنها تایوان تا سال 1971 عضو سازمان ملل متحد (و حتی شورای امنیت) بوده، تا این که سرزمین اصلی چین، جایگزین تایوان در این سازمان شد.

بنابراین 193 کشور بیانگر شمار کشورهای جهان نیست. در حالی که بسیاری از کشورها در سراسر جهان تایوان را به عنوان یک کشور به رسمیت شناخته اند اما چین می گوید تایوان استانی در چین است. تایوان هم همچنان هم به فشارهایش ادامه می دهد تا به طور کامل از سوی کشورهای دیگر به رسمیت شناخته شود.

سرزمین هایی هم وجود دارند که گاهی اوقات به اشتباه کشور نامیده می شوند، اما درنهایت کشور به حساب نمی آیند چراکه به وسیله کشورهای دیگر اداره می شوند. جاهایی هایی که اغلب به اشتباه به عنوان کشور محاسبه می شوند عبارتند از ( پورتوریکو، گرینلند، برمودا، فلسطین، صحرای غربی و اعضای کشورهای مشترک المنافع ( ایرلند شمالی، اسکاتلند، ولز و انگلستان). این کشورها به طور کامل مستقل کشور، دولت یا دولت-ملت نمی باشند.
احتمالاً 196 کشور در حال حاضر بهترین پاسخ برای این سؤال است که چند کشور در جهان وجود دارد.

 

تعداد کشورها به تفکیک قاره ها:

قاره آسیا: 47

قاره آمریکای شمالی: 23

قاره آمریکای جنوبی: 12

قاره اروپا: 50

قاره استرالیا و اقیانوسیه: 8

قاره آفریقا: 54

 

 







دوست ندارم نماز را به زبان عربی بخوانم!

پسندیدم
ارسال به وبلاگ تبیان
تعداد بازدید : 1070

امروزه عده ای جوانان عزیز به واسطه ی عشق و علاقه ای که با خدای خود دارند و می خواهند که از ارتباط با خدا لذت بیشتری ببرند از این رو یکی از سؤالاتی که در ذهن خود دارند و خیلی اوقات آن ها را هم مطرح می کنند این است که " چرا باید نمازمان را به زبان عربی بخوانیم؟" و یا "اگر نماز را به زبان خودمان می خواندیم، حضور قلب بیشتری نداشتیم؟!"

فرآوری: زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان

نماز به زبان فارسی

تسلیم باشیم

با توجه به این که روح عبادت بر تسلیم و تعبد است، انسانی که می‌خواهد عبادت خدا کند، کاری را انجام می‌دهد که خداوند خواسته است. طبق آیات و روایات و سیره پیامبر این واجب و تکلیف دینی به این شکل واجب شده است، اگر چه انسان می‌تواند در غیر نماز با هر زبانی با خداوند سخن گوید.

قرآن کریم در باب تسلیم بودن می فرماید: «إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ‏ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمینَ » [و یاد کنید] هنگامى که پروردگارش به او فرمود: تسلیم باش. گفت: به پروردگار جهانیان تسلیم شدم‏. (بقره،131)

« وَ أُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ‏ لِرَبِّ الْعالَمینَ » و مأمورم که فقط تسلیم [فرمان‏ها و احکام‏] پروردگار جهانیان باشم‏. (غافر،66)

همان گونه که در اصل نماز تعبّد و تسلیم وجود دارد، در اجزا و شرایط مختلف و از جمله عربی خواندن، این نکته مهم نهفته است. امیرمومنان (علیه السلام) در روایتی پس از بیان این که معنای اسلام، تسلیم شدن در مقابل پروردگار است که نشان تسلیم در عمل آشکار می‌شود، می‌فرماید: مومن، بنای دین خود را بر اساس رأی و نظر شخصی نمی‌گذارد، بلکه بر آن چه از پروردگارش رسیده، بنیان می‌نهد. (سفینة البحار، ج4، ص233، ماده سلم)

با ذائقه طرف مقابل تشکر می کنیم

برای همه ی ما اتفاق افتاده که عزیزی لطفی برای ما کرده اند و ما با تمام تلاش سعی کرده ایم که به زبان و طبق ذائقه ی او ازش تشکر کنیم ...

نماز نیز از باب تشکر از خداست. همان طور که گفتیم وقتی ما می خواهیم از کسی تشکر کنیم با ذائقه ی طرف تشکر می کنیم نه با ذائقه ی خودمان. وقتی فرزند می خواهد برای مادر هدیه ای بگیرد، رنگی را انتخاب می کند که مادر می پسندد. یعنی به خواست مادر توجه می کند. پس در نماز باید دستوری که خدا داده، عمل کنیم.

و این گونه است که قرآن کریم تشکر از خدا را قرین با ذکر پروردگار می داند و می فرماید: «فاذکرونی اذکرکم و اشکرولی ولاتکفرون»(سوره بقره، آیه 152)

با عربی خواندن نماز، حضور قلب ندارم!

عده ای از عزیزان بیان می کنند که ما نمی توانیم نماز را به زبان عربی بخوانیم چرا که با عربی خواندن نماز حضور و توجه قلبی ندارم.

اگر علت حضور قلب نداشتن در نماز، زبان عربی آن باشد، پس باید عرب زبان ها مشکلی از جهت حضور قلب نداشته باشند! این در حالی است که می بینیم آن ها هم همانند دیگران با چنین مشکلی مواجه هستند. پس علت حضور قلب نداشتن در نماز را باید در جای دیگری جستجو کرد. 

به واقع هم? ما ـ هر چند در حد اجمال ـ معنای عبارت های نماز را می دانیم. می دانیم که «اللهُ اکبَر» یعنی چه، می دانیم که (مالِکِ یَوْمِ الدِّین) یعنی چه، و می دانیم که (إهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم‏) ‏چه معنایی دارد. حال، اگر کسی بگوید: «معنای عبارت -های نماز را نمی دانم!» جا دارد به او بگوییم: «مگر عبارت های نماز با حذف کلمات تکراری آن چقدر است؟!» اگر کلمات غیرتکراری نماز را در کاغذی بنویسیم، به نیم صفحه هم نمی رسد. آیا نماز، در زندگی ما تا این اندازه کم اهمیت است، که برای یادگیری آن، قدم برنمی داریم؟!

بنابراین کسانی که ناآگاهی از معنای نماز را دلیل حضور قلب نداشتن خود می دانند، عذر صحیح و قابل پذیرشی ندارند.  

قرائت و اذکاری که در نماز است، به صورت دقیق در هیچ زبانی ترجمه ندارد. یعنی نمی‌توان مفاهیمی را که در اذکار نماز است، به صورت دقیق ترجمه کرد و آن را بیان نمود. چه بسا برخی از کلمات یا جملات، معانی بسیاری در خود جای داده که با یک یا چند جمله نتوان همه آن‌ ها را بیان نمود. (استاد محمد تقی مصباح یزدی، قرآن‏شناسی، ص 102 - 92)

نماد و پرچم وحدت

مردمی که در یک کشور زندگی می کنند، با وجود اختلاف زبان و فرهنگی فراوانی که دارند، همه در زیر یک پرچم هستند، و همین پرچم، موجب اتحاد و یک دلی مردم آن کشور خواهد شد. شیعیان جهان، با اختلاف فرهنگی و زبانی فراوانی که دارند، وقتی به نماز می ایستند، همگی به یک شکل و با یک لفظ نماز می خوانند. همین نماز، نماد وحدت و همدلی مسلمانان خواهد بود که مسئله ای بسیار ضروری و مقدس است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «برای هر چیز، نماد و چهره ای است، و نماد دین شما نماز است.» (الکافی، ج3، ص270) 

با ترجمه، مفاهیم عالی قرآن جا می ماند

حضرت آیت الله جوادی آملی در درس تفسیر خود می فرمودند: «ترجم? قرآن همانند آن است که کسی بخواهد با یک صافی آبکش، از دریا آب بردارد.» یعنی هنگام ترجمه، مقدار زیادی از مفاهیم عالی قرآن جا می ماند و فقط به انداز? تری آبکش از دریای معارف قرآن آب برداشت می شود.

قرائت و اذکاری که در نماز است، به صورت دقیق در هیچ زبانی ترجمه ندارد. یعنی نمی‌توان مفاهیمی را که در اذکار نماز است، به صورت دقیق ترجمه کرد و آن را بیان نمود. چه بسا برخی از کلمات یا جملات، معانی بسیاری در خود جای داده که با یک یا چند جمله نتوان همه آن‌ ها را بیان نمود. (استاد محمد تقی مصباح یزدی، قرآن‏شناسی، ص 102 - 92)

کلام آخر

تجربه زندگی انسان‌ها نشان داده آن جا که دست‌ های انسانی در کارهای مختلف دخالت کرده است، آن را به صورت‌های مختلف در آورده که گاهی با اصل و حقیقت خود فاصله بسیار دارد. در مورد احکام و تکالیف دینی نیز این مسئله را در ادیان دیگر مشاهده می‌کنیم که دست بردن انسان‌ها در احکام و دستورهای دینی آن ها را به چه وضعی در آورده و گاهی آن را به صورت کلی پاک کرده و از بین برده است.

شاید یکی از رموز خواندن نماز به زبان عربی و با دیگر شرایط و آداب حفظ نماز بعد از قرن‌ها است، در حالی که در ادیان دیگر اثری از آن نمی‌بینیم. چه بسا اگر به همان صورت که پیامبران گفته بودند، عمل می‌کردند و به خواست خود با آن برخورد نمی‌کردند، آن‌ها نیز چیزی به عنوان نماز می‌داشتند.






صفحات :
|  1  2  3  4  5  >>  >  |