log

تاریخ روزاوقات شرعی

روزشمار غدیر حدیث موضوعی حقانیت شیعه
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

ماجرای معراج پیامبر به آسمان هفتم/صخره ای که پیامبر از آنجا به آسمان رفت + عکس

 

فرهنگ > دین و اندیشه - 17 رمضان سالگرد معراج پیامبر اکرم(ص) است. یکی از معجزات علمی و عملی پیامبر اعظم(ص) که به تصریح قرآن کریم در سایه عبودیت آن حضرت رخ داده، «معراج» است. عروجی که در آن محمد (ع) خاک را در نوردید و فاتح افلاک شد.در اولین آیه سورة اسرا و آیات هشتم تا هجدهم سورة نجم می توان اشاراتی را دربارة معراج مشاهده کرد. آغاز ماجرا در سورة اسرا چنین آمده است:پاک و منزه است خدایی که بنده اش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصی برد که گرداگردش را پربرکت ساختیم، تا نشانه های خود را به او نشان دهیم. او شنوا و بیناست.البته آن گونه که از روایات برمی آید معراج ضمن دو مرحله انجام شده است در مرحله اول همان گونه که در آیه فوق مشاهده کردیم ایشان را شبانه از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی سیر می دهند و پس از آن تا آسمان هفتم و تا جایی صعود می کنند که احدی جز خداوند متعال حضور نداشته است و تمام این ماجرا در بیداری بوده و بنابر نظر اکثر علمای شیعه با همین بدن جسمانی اتفاق افتاده و نه در خواب یا با روح زیرا معراج صرفاً روحانی فضیلت چندانی را برای ایشان اثبات نمی کند و چنان عظمتی را که مورد تأکید و روایات است بر نمی تابد.مرحله دوم معراج در سورة نجم چنین توصیف شده است:سپس [پیامبر(ص) در شب معراج] نزدیک و نزدیک تر شد، تا آنکه فاصله او [با مقام قرب خاص خدا] به اندازه طول دو کمان یا کمتر بود. در اینجا، خداوند آنچه را وحی کردنی بود، به بنده اش وحی کرد. آنچه را دید، انکار نکرد. آیا با او دربارة آنچه دید، مجادله و ستیز می کنید؟ و بار دیگر نیز او را نزدیک سدرةالمنتهی که بهشت جاویدان در آنجاست، دیده است. در آن هنگام که چیزی (شکوه و نور خیره کننده ای) سدرةالمنتهی را پوشانده بود. چشم او هرگز منحرف نشدو طغیان نکرد. (آنچه را دید، واقعیت بود) او در شب معراج، برخی نشانه های بزرگ پروردگارش را دید.هر چند روایات دربارة معراج آنقدر متعدد است که به حد تواتر رسیده و مورد قبول همگان می باشد لیکن راجع به زمان، مکان و تعداد دفعات وقوع آن میان محدثان، مورخان و مفسران اختلاف نظر وجود دارد:ـ زمان اولین معراج را بهتر است نه ماه یا دوسال پیش از ولادت حضرت زهرا(س) بدانیم زیرا حضرت محمد(ص) روزی در جواب یکی از همسران خود که از شدت محبت به فرزندشان گله کرده بود، تشکیل نطفه ایشان را در آسمان و شب معراج خوانده اند.(1)ـ مکان آن نیز خانه حضرت خدیجه(س) خانة ام هانی خواهر حضرت علی(ع)، شعب ابی طالب، و مسجدالحرام در کنار کعبه گفته شده است. ـ آن گونه که از ظاهر روایات برمی آید، احتمالاً معراج بیش از دو مرتبه و طی دفعات متعدد اتفاق افتاده که یکی از آنها بسیار شاخص و معروف شده که گفته شده این معراج در شب هفدهم ماه رمضان سال دهم بعثت اتفاق افتاده است.(2)معراج در یک نگاهروشنایی روز از صحنه گیتی رخت بر بسته و تاریکی شب، همه جا را فرا گرفته بود. مردم از کار و تلاش روزانه، دست کشیده و در خانه خود آرمیده بودند. پیامبر اسلام نیز می خواست پس از ادای فریضه، برای رفع خستگی در بستر آرام بگیرد. ناگهان صدای آشنای جبرئیل امین را شنید: «ای محمد! برخیز! با ما همسفر شو؛ زیرا سفری دور و دراز در پیش داریم».جبرئیل امین، مرکب فضاپیمایی به نام «براق» را پیش آورد. محمد(ص) این سفر با شکوه و بی سابقه را از خانه ام هانی یا مسجدالحرام آغاز کرد، ولی با همان مرکب به سوی بیت المقدس روانه شد و در مدت بسیار کوتاهی در آن محل فرود آمد. در مسجدالاقصی (بیت المقدس) با حضور ارواح پیامبران بزرگ مانند ابراهیم(ع)، موسی(ع) و عیسی(ع) نماز گزارد. امام جماعت نیز پیامبر اکرم(ص) بود. سپس از مسجدالاقصی، «بیت اللحم» ـ زادگاه حضرت مسیح(ع) ـ و خانه های پیامبران دیدن کرد. پیامبر در برخی جایگاه ها به شکرانه چنین سفری و تحیت محل های متبرکه، دو رکعت نماز شکر به جای آورد.آن گاه مرحله دوم سفر خود را که حرکت به سوی آسمان های هفت گانه بود، آغاز کرد. پیامبر همه آسمان ها را یکی پس از دیگری پیمود و ساختار جهان بالا و ستارگان را دید. ولی در هر آسمان به صحنه های تازه ای برمی خورد و با ارواح پیامبران و فرشتگان سخن می گفت. او در بعضی آسمان ها با دوزخ و دوزخیان و در بعضی آسمان های دیگر با بهشت و بهشتیان برخورد کرد و از مراکز رحمت و عذاب پروردگار بازدید به عمل آورد. ایشان، درجه های بهشتیان و اشباح دوزخیان را از نزدیک مشاهده کرد.سرانجام به «سدرة المنتهی» در آسمان هفتم و «جنةالمأوی» (بهشت برین) رسید و در آنجا، آثار شکوه پروردگار هستی را دید. وی چنان اوج گرفت و به جایی رسید که جز خدا، هیچ موجودی به آنجا راه نداشت. حتی جبرئیل از حرکت باز ایستاد و گفت: «به یقین، اگر به اندازه سرانگشتی بالاتر آیم، خواهم سوخت». (3)آنگاه حضرت محمد(ص) در آن جهان سراسر نور و روشنایی، به اوج شهود باطنی و قرب الی الله و مقام «قاب قوسین أو أدنی» رسید. خداوند در این سفر، دستورها و سفارش های بسیار مهمی به پیامبر فرمود. بدین صورت، معراج که از بیت الحرام ـ و به گفته بعضی، از خانه ام هانی، دختر عموی آن حضرت و خواهر امیرالمؤمنین علی(ع) ـ آغاز گشته بود، در سدرةالمنتهی پایان پذیرفت. سپس به پیامبر دستور داده شد از همان راهی که عروج کرده است، باز گردد.پیامبر هنگام بازگشت، در بیت المقدس فرود آمد و از آنجا راه مکه را در پیش گرفت. ایشان در میانه راه به کاروان بازرگانی قریش برخورد کرد، در حالی که آنان شتری را گم کرده بودند و در پی آن می گشتند. پیامبر از آبی که در میان ظرف آنان بود، قدری نوشید و باقی مانده آن را به زمین ریخت و بنابر روایتی، روی آن، سرپوش گذارد. حضرت محمد(ص) پیش از طلوع فجر در خانه «ام هانی» از مرکب فضاپیمای خود فرود آمد. (4) مشاهدات زمینی رسول خدا(ص)با توجه به آنکه معراج در نوبت های متعددی انجام شده و در هر کدام از این سفرها پیامبر(ص) مشاهدات متفاوتی داشته اند، لذا در هر فرصتی که پیش می آمده به فراخور شرایط صحنه ای از آن ماجراها را برای اصحاب و اطرافیان خویش ترسیم و تصویر می کرده اند.حضرت محمد(ص) در خانه ام هانی، برای نخستین بار، راز سفر خود را با دختر عمویش، ام هانی در میان گذاشت. سپس هنگامی که روز آغاز گشت، قریش و مردم مکه را از این جریان باخبر ساخت. داستان معراج و فضانوردی شگفت انگیز پیامبر در آن مدت کوتاه که به نظر قریش، امری ناممکن بود، همه جا پخش شد. سران قریش بیش از پیش بر محمد(ص) خشم گرفتند و بنابر عادت همیشگی خود، به تکذیب او برخاستند. از ایشان خواستند که وضع ظاهری ساختمان بیت المقدس را بیان کند. آنان گفتند: کسانی در مکه هستند که بیت المقدس را دیده اند. اگر راست می گویی، آنجا را تشریح کن تا ما تو را در این خبر شگفت انگیز، تصدیق کنیم.پیامبر بزرگوار اسلام، وضع ظاهری ساختمان بیت المقدس را برای آنان بازگو کرد. افزون بر آن، حوادثی را که در میانه راه مکه و بیت المقدس و هنگام بازگشت از معراج رخ داده بود، بیان کرد. ایشان گفت: «در میان راه، به کاروان فلان قبیله برخوردم که شتری از آنها گم شده بود. در میان اثاثیه آنان، ظرف آبی بود که من از آن نوشیدم. سپس آن را پوشاندم. در جای دیگر به گروهی برخوردم که شتری از آنها رمیده و دست آن شکسته بود.» قریش گفتند: از کاروان قریش خبر ده. پیامبر فرمود: «آنان را در «تنعیم» (در ابتدای حرم) دیدم که شتری خاکستری رنگ در پیشاپیش آنان حرکت می کرد. آنان کجاوه ای روی شتر گذارده بودند و اکنون به شهر مکه وارد می شوند».قریش از این خبرهای قطعی، سخت ناراحت شدند و گفتند: اکنون صدق و کذب گفتار او برای ما آشکار می شود. همه انتظار می کشیدند که کاروان چه زمانی وارد شهر می شود. ناگهان پیشگامان کاروان وارد شهر شدند. اهل کاروان، شرح قضیه را همانگونه که رسول اکرم(ص) بازگفته بود، تصدیق کردند. (5)موعود(ع) در معراجاصلی ترین مشاهده پیامبر اعظم(ص) در شب معراج را باید شهود انوار مقدسه ائمه(ع) بدانیم که اصحاب متعددی روایت ذیل یا مشابه آن را از آن حضرت نقل کرده اند و همان طور که خواهیم دید در میان دوازده امام(ع)، حضرت مهدی(ع) جایگاهی ویژه و ممتاز دارند. ضمن این روایات نقل شده است که رسول خدا(ص) فرمود:همانا خدای عزوجل در آن شب که به گردشی شبانه برده شدم (معراج) به من وحی فرمود: ای محمد چه کسی را در زمین میان امتت به جای خود گذاشتی؟ ـ در حالی که خدا خود بدان آگاه تر بود ـ عرض کردم: پروردگارا، برادرم را فرمود: ای محمد، علی ابن ابی طالب را؟ عرض کردم: بلی ای خدای من، فرمود: ای محمد من ابتدا از مقام ربوبیت نظری بر زمین افکندم و تو را از آن اختیار کردم. هیچ گاه یادی از من نمی شود مگر اینکه تو نیز با من یاد کرده شوی. من خود محمودم و تو محمد؛ سپس نظری دیگر بر زمین افکندم و از آن علی بن ابی طالب را برگزیدم و او را وصی تو قرار دادم، پس تو سرور پیامبران و علی از نام های من است و «علی» (مشتق آن) نام اوست. ای محمد، من، علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان را از یک نور آفریدم؛ سپس ولایت ایشان را بر فرشتگان عرضه داشتم، هر که آن را پذیرفت از مقربین گردید و هر که آن را رد نمود به کافران پیوست. ای محمد، اگر بنده ای از بندگانم مرا چندان پرستش کند تا رشته حیاتش از هم بگسلد و پس از آن در حالی که منکر ولایت آنان است با من روبه رو شود، او را در آتش دوزخ خواهم افکند سپس فرمود: ای محمد، آیا مایلی آنان را ببینی؟ عرض کردم: بلی. فرمود: قدمی پیش گذار. من قدمی جلو نهادم. ناگاه دیدم علی بن ابی طالب و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفربن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی آنجا بودند و حجت قائم همانند ستاره ای درخشان در میان آنان بود، پس عرض کردم: پروردگار من اینان چه کسانی اند؟ فرمود: اینان امامان هستند و این یک نیز قائم است که حلال کننده حلال من و حرام دارنده حرام من است، و از دشمنان من انتقام خواهد گرفت. ای محمد، او را دوست بدار که من او را دوست می دارم و هر 







زمان دقیق ظهور امام زمان(عج)!

 

روایات متعددی برای روز ظهور امام زمان وارد شده است که هر کدامین روایات به روزی از روزهای هفته و یا مناسبتی(مانند عاشورا، نوروز) اطلاق شده البته که این روایات با هم دیگر مانعة الجمع نیستند. از طرفی نیز برخی روایات به ظهور امام زمان در روز جمعه و برخی دیگر به روز شنبه تاکید کرده‌اند. گرچه این مورد نیز علی‌الظاهر اختلاف بین روایات است ولی در حقیقت یکی به روز ظهور  و حرکت و قیام امام زمان و دیگری به استقرار حکومت حضرت اشاره دارد.

 

زمان ظهور سرّ الهی است

 

در فرهنگ «مهدویّت» یکی از موضوعات مهم و مورد توجّه، مسأله «وقت ظهور» است؛ ائمه معصومین‏علیهم السلام نیز همواره مسائل مربوط به حضرت مهدی‏علیه السلام - به ویژه زمان ظهور آن حضرت - را از اسرار الهی دانسته و وقت‏گذاران را تکذیب کرده‏اند.

 

با سیری کوتاه در بوستان کلام الهی و بیانات نورانی ائمه اطهارعلیهم السلام درباره وقت ظهور، به مطالب ذیل بر خواهیم خورد:

 

1. علم و آگاهی از زمان دقیق ظهور، تنها به خداوند متعال اختصاص دارد.

 

2. همواره معصومین‏علیهم السلام مردم را از تعیین وقت و وقت‏گذاری درباره ظهور حضرت مهدی‏ علیه السلام، برحذر داشته و وقت‏گذاران را تکذیب کرده‏اند.

 

3. روایات فراوانی رخداد ظهور را ناگهانی دانسته و احادیث دیگری اصلاح امر فرج را یک شَبِه ذکر کرده است (البته این نیز با تعیین وقت ظهور منافات دارد).

 

امام محمد باقر (علیه السلام) می‌فرماید: گویا حضرت قائم (عج) را می بینم که روز عاشورا ، روز شنبه ، بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند: بیعت برای خداست. پس زمین را پر از عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود

 

4. اگر چه پنهان بودن زمان ظهور از اسرار الهی است و حکمت الهی اقتضا نموده این وقت نزد مردم مجهول و مکتوم باشد؛ ولی در بعضی روایات به پاره‏ای از حکمت‏های آن، اشاره شده و تا حدودی محدوده زمانی آن معین گشته است.

 

5. با مراجعه به کلام نورانی معصومین‏علیهم السلام می‏توان چگونگی آگاه شدن حضرت مهدی‏علیه السلام از هنگام ظهور را به راحتی دریافت.

 

از روایاتی که علم به زمان ظهور را ویژه خداوند دانسته، می‏توان به موارد ذیل اشاره کرد:

 

در روایت مشهوری آمده است: «وقتی دعبل، شاعر بلند آوازه شیعی، در محضر امام رضاعلیه السلام در ضمن قصیده‏ای، سخن از ظهور و قیام حضرت مهدی‏ علیه السلام بر زبان جاری ساخت؛ آن حضرت در حالی که اشک از دیدگانش جاری بود، رو به دعبل کرد و فرمود: ای خزاعی! همانا روح القدس بر زبانت این دو بیت را جاری ساخت. آیا می‏دانی این امام کیست؟ و چه زمانی قیام می‏کند؟

 

آن گاه خود آن حضرت به معرفی امام مهدی‏علیه السلام پرداخت. سپس درباره زمان ظهورش چنین فرمود: «وَاَمَّا «مَتی» فَاِخْبارُهُ عَنِ الوَقْتِ. فَقَدْ حَدَّثَنی اَبی عَنْ اَبیهِ عَنْ آبائِهِ‏علیهم السلام اَنَّ النَّبِیّ‏صلی الله علیه وآله قیلَ لَهُ یا رَسُولَ اللَّهِ مَتی یَخْرُجُ القائِمُ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ؟ فَقالَ‏ صلی الله علیه وآله: مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَةِ اَلَّتی لا یُجَلّیها لِوَقْتِها اِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَالاَرْضِ لا تَأْتِیَنَّکُم اِلاَّ بَغْتَةً». «اما اینکه «چه زمانی ظهور خواهد کرد»، این خبر دادن از وقت است.

 

پدرم از پدرش و ایشان از پدرانش از رسول گرامی اسلام ‏صلی الله علیه وآله نقل کرده‏اند که وقتی از آن حضرت س?ال شد: ای رسول خدا! چه زمانی قائم از ذریه شما ظهور می‏کند؟ آن حضرت فرمود: مثل او مانند قیامت است که [خداوند درباره زمان وقوع آن چنین] فرمود: هیچ کس جز او به هنگامش آن را آشکار نمی‏سازد. این امر بر [اهل] آسمان‏ها و زمین دشوار است، جز به صورت ناگهانی به سراغ شما نمی‏آید». (اعراف، 187) . (عیون اخبار الرضاعلیه السلام، ج 2، ص 266)

 

از آنجایی که آن حضرت، مخفی بودن زمان ظهور را همانند زمان قیامت و رستاخیز قلمداد فرموده است؛ همان گونه که علم به زمان قیامت فقط در اختیار خداوند است، علم به زمان ظهور حضرت مهدی‏علیه السلام نیز در عهده خداوند است. در احادیث فراوانی از ظهور حضرت مهدی‏ علیه السلام در کنار قیامت یاد شده است؛ از این رو، برخی از ویژگی‏های آن همانند رستاخیز است.

 

خداوند در ادامه آیه یاد شده، علم به قیامت را حتّی از پیامبر خود منتفی ساخته است: «از تو می‏پرسند، چنان که گویا تو از چون و چند آن آگاهی، بگو همانا علم آن نزد خداوند است».

 

نه تنها این س?ال از اولین معصوم پرسیده شد و ایشان این گونه جواب فرمود که علم به زمان ظهور نزد خداوند است؛ بلکه وقتی از آخرین معصوم نیز چنین پرسشی شد، آن حضرت در ضمن توقیعی این سان جواب داد: «و اما ظهور فرج همانا در اختیار خداوند متعال است و وقت‏گذاران دروغ گفتند». (کتاب الغیبة، ص 291 )

 

پس روشن می‏شود که زمان آغاز ظهور، یکی از اسرار الهی است و اندیشه و فکر بشر از رسیدن به آن، سخت کوتاه و ناتوان است.

 

 

 

روایات متعدد درباره روز قیام حضرت

 

روایات مختلفی درباره روز قیام حضرت مهدی (علیه السلام) وجود دارد. در برخی، از نوروز به عنوان روز آغاز قیام، یاد شده است. برخی احادیث دیگر روز عاشورا را روز آغاز قیام ذکر کرده است. در تعدادی از روایات روز شنبه و در تعدادی دیگر، جمعه، روز قیام تعیین شده است. در هم زمانی نوروز، با عاشورا اشکالی به نظر نمی‏رسد؛ زیرا نوروز طبق سال شمسی و عاشورا بر اساس سال قمری محاسبه می شود و یکی شدن این دو روز امکان‏پذیر است و هم زمانی این دو روز با جمعه یا شنبه نیز ممکن است. آن چه مشکل و متعارض به نظر می‏رسد، ذکر دو روز از هفته به عنوان روز قیام است؛ ولی می‏توان این دسته از روایات را نیز توجیه ‏کرد؛ زیرا اگر سند این روایات صحیح باشد، در این صورت احادیثی که جمعه را روز ظهور حضرت، تعیین کرده است، بر روز قیام و ظهور حمل می‏شود و روایاتی که شنبه را روز قیام می‏داند، بر استقرار و تثبیت نظام الهی و نابودی مخالفان تفسیر شود.

 

در روایات دیگر نیز آمده است که ظهور، صبح روز شنبه و عاشورا می‌باشد که حضرت حجت(عج) پس از طلوع آفتاب، پشت مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز به جا می آورند، میان رکن و مقام ایستاده و اولین خطبه خود را به گوش جهانیان می رساند و پس از معرفی خود، مردم را به بیعت دعوت می‌کنند

 

باید توجه داشت که روایاتی که شنبه را روز قیام می‏داند، از نظر سند مورد تأمّل است؛ ولی روایاتی که جمعه را ذکر کرده است، از این نظر ایرادی ندارد. و در روایات بسیاری ذکر شده است، که ظهور امام زمان علیه السلام در سال فرد و در روز فرد تحقق پیدا خواهد کرد.

 

 

 

ظهور در روز شنبه‌ای که مقارن با عاشوراست

 

امام محمد باقر (علیه السلام) می‌فرماید: گویا حضرت قائم (عج) را می بینم که روز عاشورا، روز شنبه، بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند: بیعت برای خداست. پس زمین را پر از عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود.( غیبة طوسی ، صفحه 274 )

 

امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید: قائم(درود خدا بر او باد) در شب بیست و سوم ماه رمضان، به نام (شریفش) ندا می‌شود و در روز عاشورا، روزی که حسین بی علی (علیه السلام) در آن کشته شد، قیام خواهد کرد.( غیبة طوسی، صفحه 274 / بحارالانوار، جلد 52 صفحه 290)

 

در روایات دیگر نیز آمده است که ظهور، صبح روز شنبه و عاشورا می‌باشد که حضرت حجت(عج) پس از طلوع آفتاب، پشت مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز به جا می آورند، میان رکن و مقام ایستاده و اولین خطبه خود را به گوش جهانیان می رساند و پس از معرفی خود، مردم را به بیعت دعوت می‌کنند.

 

ای آنکه در نگاهت حجمی ‌زنور داری

 

کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

 

 







زمان دقیق ظهور امام زمان(عج)!

 

روایات متعددی برای روز ظهور امام زمان وارد شده است که هر کدامین روایات به روزی از روزهای هفته و یا مناسبتی(مانند عاشورا، نوروز) اطلاق شده البته که این روایات با هم دیگر مانعة الجمع نیستند. از طرفی نیز برخی روایات به ظهور امام زمان در روز جمعه و برخی دیگر به روز شنبه تاکید کرده‌اند. گرچه این مورد نیز علی‌الظاهر اختلاف بین روایات است ولی در حقیقت یکی به روز ظهور  و حرکت و قیام امام زمان و دیگری به استقرار حکومت حضرت اشاره دارد.

 

زمان ظهور سرّ الهی است

 

در فرهنگ «مهدویّت» یکی از موضوعات مهم و مورد توجّه، مسأله «وقت ظهور» است؛ ائمه معصومین‏علیهم السلام نیز همواره مسائل مربوط به حضرت مهدی‏علیه السلام - به ویژه زمان ظهور آن حضرت - را از اسرار الهی دانسته و وقت‏گذاران را تکذیب کرده‏اند.

 

با سیری کوتاه در بوستان کلام الهی و بیانات نورانی ائمه اطهارعلیهم السلام درباره وقت ظهور، به مطالب ذیل بر خواهیم خورد:

 

1. علم و آگاهی از زمان دقیق ظهور، تنها به خداوند متعال اختصاص دارد.

 

2. همواره معصومین‏علیهم السلام مردم را از تعیین وقت و وقت‏گذاری درباره ظهور حضرت مهدی‏ علیه السلام، برحذر داشته و وقت‏گذاران را تکذیب کرده‏اند.

 

3. روایات فراوانی رخداد ظهور را ناگهانی دانسته و احادیث دیگری اصلاح امر فرج را یک شَبِه ذکر کرده است (البته این نیز با تعیین وقت ظهور منافات دارد).

 

امام محمد باقر (علیه السلام) می‌فرماید: گویا حضرت قائم (عج) را می بینم که روز عاشورا ، روز شنبه ، بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند: بیعت برای خداست. پس زمین را پر از عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود

 

4. اگر چه پنهان بودن زمان ظهور از اسرار الهی است و حکمت الهی اقتضا نموده این وقت نزد مردم مجهول و مکتوم باشد؛ ولی در بعضی روایات به پاره‏ای از حکمت‏های آن، اشاره شده و تا حدودی محدوده زمانی آن معین گشته است.

 

5. با مراجعه به کلام نورانی معصومین‏علیهم السلام می‏توان چگونگی آگاه شدن حضرت مهدی‏علیه السلام از هنگام ظهور را به راحتی دریافت.

 

از روایاتی که علم به زمان ظهور را ویژه خداوند دانسته، می‏توان به موارد ذیل اشاره کرد:

 

در روایت مشهوری آمده است: «وقتی دعبل، شاعر بلند آوازه شیعی، در محضر امام رضاعلیه السلام در ضمن قصیده‏ای، سخن از ظهور و قیام حضرت مهدی‏ علیه السلام بر زبان جاری ساخت؛ آن حضرت در حالی که اشک از دیدگانش جاری بود، رو به دعبل کرد و فرمود: ای خزاعی! همانا روح القدس بر زبانت این دو بیت را جاری ساخت. آیا می‏دانی این امام کیست؟ و چه زمانی قیام می‏کند؟

 

آن گاه خود آن حضرت به معرفی امام مهدی‏علیه السلام پرداخت. سپس درباره زمان ظهورش چنین فرمود: «وَاَمَّا «مَتی» فَاِخْبارُهُ عَنِ الوَقْتِ. فَقَدْ حَدَّثَنی اَبی عَنْ اَبیهِ عَنْ آبائِهِ‏علیهم السلام اَنَّ النَّبِیّ‏صلی الله علیه وآله قیلَ لَهُ یا رَسُولَ اللَّهِ مَتی یَخْرُجُ القائِمُ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ؟ فَقالَ‏ صلی الله علیه وآله: مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَةِ اَلَّتی لا یُجَلّیها لِوَقْتِها اِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَالاَرْضِ لا تَأْتِیَنَّکُم اِلاَّ بَغْتَةً». «اما اینکه «چه زمانی ظهور خواهد کرد»، این خبر دادن از وقت است.

 

پدرم از پدرش و ایشان از پدرانش از رسول گرامی اسلام ‏صلی الله علیه وآله نقل کرده‏اند که وقتی از آن حضرت س?ال شد: ای رسول خدا! چه زمانی قائم از ذریه شما ظهور می‏کند؟ آن حضرت فرمود: مثل او مانند قیامت است که [خداوند درباره زمان وقوع آن چنین] فرمود: هیچ کس جز او به هنگامش آن را آشکار نمی‏سازد. این امر بر [اهل] آسمان‏ها و زمین دشوار است، جز به صورت ناگهانی به سراغ شما نمی‏آید». (اعراف، 187) . (عیون اخبار الرضاعلیه السلام، ج 2، ص 266)

 

از آنجایی که آن حضرت، مخفی بودن زمان ظهور را همانند زمان قیامت و رستاخیز قلمداد فرموده است؛ همان گونه که علم به زمان قیامت فقط در اختیار خداوند است، علم به زمان ظهور حضرت مهدی‏علیه السلام نیز در عهده خداوند است. در احادیث فراوانی از ظهور حضرت مهدی‏ علیه السلام در کنار قیامت یاد شده است؛ از این رو، برخی از ویژگی‏های آن همانند رستاخیز است.

 

خداوند در ادامه آیه یاد شده، علم به قیامت را حتّی از پیامبر خود منتفی ساخته است: «از تو می‏پرسند، چنان که گویا تو از چون و چند آن آگاهی، بگو همانا علم آن نزد خداوند است».

 

نه تنها این س?ال از اولین معصوم پرسیده شد و ایشان این گونه جواب فرمود که علم به زمان ظهور نزد خداوند است؛ بلکه وقتی از آخرین معصوم نیز چنین پرسشی شد، آن حضرت در ضمن توقیعی این سان جواب داد: «و اما ظهور فرج همانا در اختیار خداوند متعال است و وقت‏گذاران دروغ گفتند». (کتاب الغیبة، ص 291 )

 

پس روشن می‏شود که زمان آغاز ظهور، یکی از اسرار الهی است و اندیشه و فکر بشر از رسیدن به آن، سخت کوتاه و ناتوان است.

 

 

 

روایات متعدد درباره روز قیام حضرت

 

روایات مختلفی درباره روز قیام حضرت مهدی (علیه السلام) وجود دارد. در برخی، از نوروز به عنوان روز آغاز قیام، یاد شده است. برخی احادیث دیگر روز عاشورا را روز آغاز قیام ذکر کرده است. در تعدادی از روایات روز شنبه و در تعدادی دیگر، جمعه، روز قیام تعیین شده است. در هم زمانی نوروز، با عاشورا اشکالی به نظر نمی‏رسد؛ زیرا نوروز طبق سال شمسی و عاشورا بر اساس سال قمری محاسبه می شود و یکی شدن این دو روز امکان‏پذیر است و هم زمانی این دو روز با جمعه یا شنبه نیز ممکن است. آن چه مشکل و متعارض به نظر می‏رسد، ذکر دو روز از هفته به عنوان روز قیام است؛ ولی می‏توان این دسته از روایات را نیز توجیه ‏کرد؛ زیرا اگر سند این روایات صحیح باشد، در این صورت احادیثی که جمعه را روز ظهور حضرت، تعیین کرده است، بر روز قیام و ظهور حمل می‏شود و روایاتی که شنبه را روز قیام می‏داند، بر استقرار و تثبیت نظام الهی و نابودی مخالفان تفسیر شود.

 

در روایات دیگر نیز آمده است که ظهور، صبح روز شنبه و عاشورا می‌باشد که حضرت حجت(عج) پس از طلوع آفتاب، پشت مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز به جا می آورند، میان رکن و مقام ایستاده و اولین خطبه خود را به گوش جهانیان می رساند و پس از معرفی خود، مردم را به بیعت دعوت می‌کنند

 

باید توجه داشت که روایاتی که شنبه را روز قیام می‏داند، از نظر سند مورد تأمّل است؛ ولی روایاتی که جمعه را ذکر کرده است، از این نظر ایرادی ندارد. و در روایات بسیاری ذکر شده است، که ظهور امام زمان علیه السلام در سال فرد و در روز فرد تحقق پیدا خواهد کرد.

 

 

 

ظهور در روز شنبه‌ای که مقارن با عاشوراست

 

امام محمد باقر (علیه السلام) می‌فرماید: گویا حضرت قائم (عج) را می بینم که روز عاشورا، روز شنبه، بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند: بیعت برای خداست. پس زمین را پر از عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود.( غیبة طوسی ، صفحه 274 )

 

امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید: قائم(درود خدا بر او باد) در شب بیست و سوم ماه رمضان، به نام (شریفش) ندا می‌شود و در روز عاشورا، روزی که حسین بی علی (علیه السلام) در آن کشته شد، قیام خواهد کرد.( غیبة طوسی، صفحه 274 / بحارالانوار، جلد 52 صفحه 290)

 

در روایات دیگر نیز آمده است که ظهور، صبح روز شنبه و عاشورا می‌باشد که حضرت حجت(عج) پس از طلوع آفتاب، پشت مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز به جا می آورند، میان رکن و مقام ایستاده و اولین خطبه خود را به گوش جهانیان می رساند و پس از معرفی خود، مردم را به بیعت دعوت می‌کنند.

 

ای آنکه در نگاهت حجمی ‌زنور داری

 

کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

 

 







کرهرود باقدمتی بیش از 2000 سال قدمت  در تلگرام 







 


http://karbalaeikazem.vcp.ir/ سایت  کربلایی کاظم ساروقی اراکی معجزه قرن  بیستم حافظ کل قرآن شدن روستایی که با یک معجزه حافظ کل قرآن شد با تائید  دانشکاه الزهرا مصر و علمای شیعه واهل سنت به این معجزه قرن  واقف شدند وبه شیعه رسمیت کامل داد ورسمیتش  برای اهل سنت  شناخته تر شد  با مراجعه به سایت  کربلایی کاظم ساروقی  بیشتر بااین نابغه قرن  آشنا شوید    

http://karbalaeikazem.vcp.ir/    







حضرت آیت الله مکارم شیرازی

  حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی از مراجع عظام تقلید که در دوران جوانی ایشان را از نزدیک ملاقات کرده است . در مورد ایشان چنین می گویند :

 اولین بار که مرحوم کربلایی را در حومه ملایر دیدم ، قیافه ساده او چنان بود که انسان فکر میکرد ، سوره حمد نماز خود را نیز درست بلد نیست ،

بقیه در ادامه مطلب

اما وقتی گفتند این فرد روستایی درس نخوانده طی یک حادثه عجیب و آمیخته با موهبت الهی ،حافظ کل قرآن شده است ، فهمیدم در پشت این چهره ساده ، دریایی از خلوص وجود دارد و برای اطمینان ، او را امتحان کردم . کاملا بر آیات مسلط بود.... . تسلط او بر پیدا کردن آیات از نسخ مختلف قرآن ، عجیب تر از حافظه او بود . هر گاه قرآنی به دست او می دادند و می گفتند فلان آیه را پیدا کن قرآن را باز می کرد ، آیه در همان صفحه ، یا یک ورق این طرف یا آن طرف تر بود.

  تدریجا آوازه او بالا گرفت و به قم آمد و مورد استقبال فضلای حوزه علمیه و مراجع بزرگ قرار گرفت و با امتحانات پی در پی ثابت شد این مسئله یک امر عادی نیست . همه جا با اعجاب از او یاد می شد و مورد اکرام و احترام بود . شرح حال او که آمیخته با قرائن فراوان بود حتی افراد دیر باور را به خضوع در مقابل این عنایت خاصه الهی می کرد . خداوند رحمتش کند و با قرآن مجید و آورنده آن محشورش فرماید. 

مراجع بزرگی چون حضرت آیت اله بروجردی بزرگ اورا امتحان کرد وجواب کربلایی کاظم را شنید شما چرا قرآن را اشتباه میخوانید گفت دارم امتحان میکنم واقعا معجزه است او آیات قرآن را مانند یک نور میدید

وبه این سایت بروید وبه دیار او ساروق اراک ومحلی که او حافظ کل قرآن شد سفر کنید وبه این واقعیت بزرگ در این دوران وعصر جدید ویا به مرقد پاک او در قم قبرستان روبرو حرم حضرت معصومه (س)روبرو پل آهنچی قبرستانی بر خیابان است مراجعه کنید وبا این مرد معنوی آشنا شوید.

 


http://karbalaeikazem.vcp.ir/ سائت  کربلایی کاظم ساروقی اراکی معجزه قرن  بیستم حافظ کل قرآن شدن روستایی که با یک معجزه حافظ کل قرآن شد با تائید  دانشکاه الزهرا مصر و علمای شیعه واهل سنت به این معجزه قرن  واقف شدند وبه شیعه رسمیت کامل دا ورسمیتش  برای اهل سنت  شناخته تر شد  با مراجعه به سایت  کربلایی کاظم ساروقی  بیشتر بااین نابغه قرن  آشنا شویدhttp://karbalaeikazem.vcp.ir/    







غزل شماره? 167

 

حافظ » غزلیات

 

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد

 

 

دل رمیده ما را رفیق و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

 

 

به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا

فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

 

 

به صدر مصطبه‌ام می‌نشاند اکنون دوست

گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد

 

 

خیال آب خضر بست و جام اسکندر

 

به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد

 

 

طربسرای محبت کنون شود معمور

که طاق ابروی یار منش مهندس شد

 

 

لب از ترشح می پاک کن برای خدا

که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

 

 

کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود

که علم بی‌خبر افتاد و عقل بی‌حس شد

 

 

چو زر عزیز وجود است نظم من آری

قبول دولتیان کیمیای این مس شد

 

 

ز راه میکده یاران عنان بگردانید

چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس  شد

 

 

بعد پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد مصطفی صلوات اله علیه که به مکتب نرفته وخط ننوشت وخدا وند قرآن را به او آموخت 

 

 

قرآن چگونه از پیامبر(ص) یاد می کند

 

شناخت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم با دو منبع (قرآن و روایات) امکان پذیر می باشد؛ حال اگر روایتی در خصوص شخصیت پیامبر أعظم وارد شده باشد که با نصّ صریح قرآن در تعارض باشد، به هیچ وجه پذیرفتنی نخواهد بود.

 

تاریخ انتشار : 1393/10/20

 

 

 

بازدید : 3706

 

منبع : خبرگزاری حوزه ,

 

حجت الاسلام والمسلمین حسین علوی مهر، رئیس انجمن قرآن پژوهی حوزه علمیه قم و مدیر گروه تفسیر و علوم قرآن جامع? المصطفی در گفتگو با سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، به بیان سیمای پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم در قرآن پرداخت.یکی از شخصیت های بسیار بزرگ و جهانی که خداوند متعال در کتاب خود ویژگی های آن حضرت را بیان می کند، وجود مقدس پیامبر اسلام(ص) می باشد،برخی از مهم ترین ویژگی های آن حضرت که در قرآن کریم بیان شده به شرح ذیل است:

 

1- الگو بودن پیامبر اکرم (ص)

 

الگو بودن آن حضرت برای تمام جهانیان، از ویژگی های پیامبر خاتم می باشد. امروزه اگر کسی بخواهد، الگو و سرمشقی برای تمام جهانیان معرفی کند که دیگران در رفتار و گفتار از او پیروی کنند، وجود ذی جود رسول خداست. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «لَقَدْ کانَ لَکمْ فی رسول الله أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» برای شما در رسول خدا، الگوی بسیار نیکویی است؛[1]

 

اگرچه در ادامه می فرماید: «لِمَنْ کانَ یرْجُوا اللَّهَ وَ الْیوْمَ الْآخِرَ» اما می توان گفت: رسول اکرم با ویژگی ها و صفاتی که در اخلاق، رفتار و گفتار خود دارند برای تمام انسان ها به ویژه مسلمانان الگو هستند.

 

2- مهربانی و رأفت

 

دومین ویژگی قرآنی مسأله مهربانی و رئوف بودن ایشان است که خداوند حضرت را این گونه معرفی می کند «لَقَدْ جاءَکمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکمْ عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیکمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ؛ »

 

قطعاً، برای شما پیامبری از خودتان آمد که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید، به [هدایت ] شما حریص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است.[2]

 

رئوف و رحیم از ویژگی های پیامبر اکرم است؛ همان گونه که خداوند در قرآن کریم خود را رئوف و مهربان می نامد، پیامبر اکرم را نیز این گونه معرفی می کند.

 

وجود مقدس پیامبر و اخلاق و رفتار ایشان، مای? دفع ضرر و جذب منافع برای همه به ویژه مسلمانان است.

 

اگر پیامبر اکرم دارای سجایای اخلاقی نبودند، نمی توانستند این وظیفه سنگین را به سرانجام برساند.

 

قرآن کریم درباره اخلاق نیک پیامبر اعظم می فرماید: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک ».

 

پس به [برکتِ ] رحمت الهی، با آنان نرم خو [و پُر مِهر] شدی و اگر تندخو و سخت دل بودی، قطعاً از پیرامون تو پراکنده می شدند.[3]

 

خداوند متعال در آیه دیگر اشرف مخلوقات را رحمت برای جهانیان معرفی کرده و می فرماید: «وَ ما أَرْسَلْناک إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ»[4]

 

بنابراین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، نه تنها برای مسلمانان بلکه برای تمام جهانیان رحمت است.

 

در کتب اهل سنّت روایتی از أنس بن مالک نقل شده که می گوید: ده سال خدمتگذاری پیامبر را کردم، حضرت حتی یکبار به من اُف نگفتند؛ هر کاری را انجام دادم به من نمی فرمود: چرا انجام دادی و کاری را که انجام نمی دادم مرتب به من نمی فرمود: چرا انجام ندادی؛ حتی با بردگان خود نیز این چنین رفتار می کردند و این مهربانی را در همه جا و در همه حال برای خانواده و اطرافیان خود برای مسلمانان داشته که درس و الگویی برای همه می باشد.

 

3- تواضع و فروتنی

 

از دیگر ویژگی پیامبر عظیم الشأن اسلام صلّی الله علیه وآله وسلم، تواضع و فروتنی آن حضرت است که آیه «وَ إِنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظیم»[5] به این خصیصه اشاره می کند.

 

قرآن کریم ایشان را دارای بزرگ ترین اخلاق می داند که یکی از ویژگی های اخلاقی، همان فروتنی است.

 

حضرت با اینکه حاکم جامعه بودند و می توانستند مثل فرمانروایان و پادشاهان زندگی کنند اما با همان فروتنی و سادگی منش خود در قلب تمام انسان ها نفوذ کرد.

 

4- بخشش و بردباری

 

ویژگی دیگری که از آیات قرآن استفاده می شود بحث بخشش و بردباری پیامبر است؛ خداوند متعال به پیامبر دستور می دهد: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلینَ» ای پیامبر عفو را سرلوحه زندگی خود قرار ده، امر به معروف کن و از انسان های جاهل اعراض کن.[6]

 

سه دستور در این آیه برای پیامبر اکرم وجود دارد، البته بسیاری از سفارش های خداوند در قرآن کریم به پیامبر اکرم از باب به در بگو تا دیوار بشنود، بوده و می خواهد دستوراتی را به امت بدهد ولی به این شکل مطرح می کند.

 

در این آیه شریفه خداوند به پیامبر دستور می دهد، نسبت به مردم عفو و بخشش و گذشت داشته باشد و در آیه دیگر می فرماید: «وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی هِی أَحْسَنُ» خوبی و بدی با هم یکسان نیستند ولی تو ای پیامبر اگر کسی به تو بدی کرد با آنچه نیکوتر هست آن بدی را دفع کن و کنار بگذار.[7]

 

5- عبادت پیامبر

 

عبادت از دیگر ویژگی های پیامبر می باشد که خداوند در قرآن کریم از آغاز رسالت به پیامبر دستوراتی داده که از جمله آن دستورات، شب زنده داری می باشد: «قُمِ اللَّیلَ إِلاَّ قَلیلاً» شب را برخیز هرچند که اندک باشد.[8]

 

بیداری در شب از ویژگی های لازم برای رسول خدا بوده است که در قالب قرائت قرآن و تهجد و شب زنده داری مطرح شده است.

 

در آیه دیگر که حکم وجوب نماز شب برای پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم استفاده می شود، می فرماید: «وَ مِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَک عَسی أَنْ یبْعَثَک رَبُّک مَقاماً مَحْمُوداً» و پاسی از شب را زنده بدار تا برای تو [به منزله] نافله ای باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند.[9]

 

عده ای وجوب نماز شب برای پیامبر اکرم را از این آیه استفاده کرده اند؛ اگر برخیزی و نماز شب بخوانی، امید است که خداوند تو را به مقام شایسته ای برساند که منظور مقام شفاعت می باشد.

 

در روایات فراوان عبادات نیمه شب پیامبر و سر گذاشتن بر خاک از ایشان نقل شده است؛ عایشه نقل می کند: شبی پیامبر از بستر برخاست و به بیرون رفت؛ حسادت مرا تحریک کرد که ببینم پیامبر کجا می رود؛ به دنبال ایشان رفتم؛ پیامبر را دیدم که در تاریکی شب، سر به سجده گذاشته است. گفتم: یا رسول الله! آیا این گونه عبادت می کنی؟ درحالی که خداوند طبق آیات قرآن، گذشته و آینده تو را بخشیده است؟. پیامبر در جواب فرمودند: آیا من بنده شکرگذار خداوند نباشم. عایشه قانع شد

 

امام صادق علیه السلام می فرماید: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم با اینکه معصوم و مبرّای از گناه بودند، همیشه استغفار می کردند: «وَ کانَ رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم یتُوبُ إِلَی اللَّهِ فِی کلِّ یوْمٍ سَبْعِینَ مَرَّةً مِنْ غَیرِ ذَنْب» پیغمبر اسلام صلّی اللَّه علیه و آله بدون اینکه گناهی کرده باشد هر روزی هفتاد مرتبه استغفار می کرد.[10]

 

در نماز شب هم مستحب است که انسان به پیروی از رسول خدا و دستوری که خداوند داده است هفتاد بار استغفار کند.

 

6- علاقه و دلسوزی نسبت به امت

 

نکته دیگری که از آیات استفاده می شود علاقه و دلسوزی پیامبر اکرم نسبت به امت است. پیامبر اکرم نسبت به امت بسیار دلسوز بودند، اگر شخصی ایمانش ضعیف بود حضرت خیلی علاقه داشتند که ایمان او قوی شود یا کافران به سمت دین بیایند. خداوند متعال می فرماید: «فَلَعَلَّک باخِعٌ نَفْسَک عَلی آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدیثِ أَسَفاً»

 

ای پیامبر! شاید جان خود را به دلیل اینکه کسانی به رسالت تو ایمان نیاورده اند، فدا کنی.[11]

 

این مطلب نشان می دهد آن حضرت چه میزان به ایمان آوردن مردم علاقه داشتند.

 

خداوند متعال در آیه دیگری می فرماید: «وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُک إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیهِمْ وَ لا تَک فی ضَیقٍ مِمَّا یمْکرُونَ» صبر کن و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و به خاطر(کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه های آنها، در تنگنا قرار مگیر.[12]

 

آیه دیگر می فرماید: «فَلا تَذْهَبْ نَفْسُک عَلَیهِمْ حَسَراتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ بِما یصْنَعُونَ؛ » پس مبادا به سبب حسرت ها [ی گوناگون ] بر آنان، جانت [از کف ] برود؛ قطعاً خدا به آنچه می کنند، داناست.[13]

 

این آیات نشان می دهد پیامبر اکرم چه قدر برای امت دلسوز بودند.

 

در روایات زیادی درباره شأن نزول «وَ لَسَوْفَ یعْطیک رَبُّک فَتَرْضی؛[14] آمده است؛ پیامبر در اواخر عمر شریفشان ناراحت بودند. خداوند فرمود: چه می خواهی؟. پیامبر عرض کرد: نگران امتم هستم. این آیه نازل شد؛ خداوند تو را به زودی خشنود خواهی کرد که شفاعت کننده امت خودش هست.

 

7- صبر و بردباری

 

ویژگی دیگر رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم، صبر، بردباری و استقامتی است که از همان آغاز رسالت، خداوند بر دوش پیامبر گذاشت. آیه شریفه می فرماید «وَ لِرَبِّک فَاصْبِرْ» و به خاطر پروردگارت شکیبایی کن.[15]

 

از همان آغاز رسالت این دستور نازل شد که باید برای پروردگارت صبر کرده و استقامت به خرج دهی.

 

یا در جای دیگر می فرماید: «فَاصْبِرْ کما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ» پس صبر کن آن گونه که پیامبران«اُولو العزم» صبر کردند.[16]

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، دائماً باید در حال استقامت باشد و هر سختی که می بیند آن را برای پیشبرد اسلام عزیز به جان بخرد و حضرت آن قدر در این راه خود را به سختی انداخت که آیه شریفه خطاب به ایشان فرمود: «طه * ما أَنْزَلْنا عَلَیک الْقُرْآنَ لِتَشْقی »ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنی![17]

 

8- علم و آگاهی

 

ویژگی دیگر پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم، علمی است که خداوند به ایشان عطا فرموده است.

 

علم و آگاهی ایشان بالاترین آگاهی و دانشی بوده که میان انسان ها وجود داشته است.

 

خداوند می فرماید: «وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیک الْکتابَ وَ الْحِکمَةَ وَ عَلَّمَک ما لَمْ تَکنْ تَعْلَمُ وَ کانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیک عَظیماً»

 

و خداوند، کتاب و حکمت بر تو نازل کرد؛ و آنچه را نمی دانستی، به تو آموخت؛ و فضل خدا بر تو(همواره) بزرگ بوده است.[18]

 

علم الهی، علم لَدُنی خداوند می باشد که به پیامبر عطا شده است و رسول به وسیل? آن می تواند، اسرار هستی را به دست آورد.

 

خدای متعال می فرماید: «وَ ما یعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» در حالی که تفسیر آن ها را جز خدا و راسخان در علم نمی دانند.[19]

 

در روایتی نقل شده است: «ان رسول الله صلی الله علیه و آله أفضل الراسخون فی العلم»[20]

 

9-دفع عذاب از امت به برکت وجود پیامبر

 

از دیگر ویژگی های رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم این است که وجود حضرت، باعث مصونیت مردم از عذاب آسمانی الهی است.

 

خداوند در معرفی پیامبر می فرماید: «وَ ما کانَ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ» ولی(ای پیامبر!) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد.[21]

 

این امر نشان دهنده آن است که وجود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، موجب ایمنی امت از عذاب می باشد.

 

لذا در روایتی از پیامبر اکرم نقل شده است: امت من مانند امت های گذشته مجازات و عذاب نخواهند شد که عذاب آسمانی مانند قوم لوط یا اقوام دیگر بر آن ها نازل شود.

 

10-شفاعت

 

از ویژگی های دیگر رسول خدا که در قرآن کریم به آن اشاره شده شفاعت می باشد.

 

قرآن کریم می فرماید: «وَ لا یشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیتِهِ مُشْفِقُونَ»و آنها جز برای کسی که خدا راضی(به شفاعت برای او) است شفاعت نمی کنند؛ و از ترس او بیمناکند.[22]

 

11- کثرت اولاد

 

ویژگی دیگر حضرت کثرت اولاد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از طریق حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد. دشمنان اسلام، پیامبر را ابتر می خواندند، اما نزول سوره کوثر، خبر از یک معجزه بزرگ الهی داد که در آینده نسل پیامبر اکرم بسیار گسترش خواهد یافت.

 

فخر رازی از علمای اهل سنت می گوید: جهان و دنیا از اولاد حضرت رسول پُر شده است. کالباقر والصادق والکاظم و الرضا و امثال آن ها؛ اما کسانی که با این خاندان دشمنی کردند، لم یبق من بنی أمیه فی الدنیا احداً. هیچ کس از بنی أمیه در دنیا باقی نماند؛ این ویژگی بسیار بزرگی است که خداوند به برکت حضرت زهرا سلام الله علیها به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم عنایت فرمود

 

 







 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

 

     حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی از مراجع عظام تقلید که در دوران جوانی ایشان را از نزدیک ملاقات کرده است . در مورد ایشان چنین می گویند :

 

     اولین بار که مرحوم کربلایی را در حومه ملایر دیدم ، قیافه ساده او چنان بود که انسان فکر میکرد ، سوره حمد نماز خود را نیز درست بلد نیست ،

 

بقیه در ادامه مطلب

 

اما وقتی گفتند این فرد روستایی درس نخوانده طی یک حادثه عجیب و آمیخته با موهبت الهی ،حافظ کل قرآن شده است ، فهمیدم در پشت این چهره ساده ، دریایی از خلوص وجود دارد و برای اطمینان ، او را امتحان کردم . کاملا بر آیات مسلط بود.... . تسلط او بر پیدا کردن آیات از نسخ مختلف قرآن ، عجیب تر از حافظه او بود . هر گاه قرآنی به دست او می دادند و می گفتند فلان آیه را پیدا کن قرآن را باز می کرد ، آیه در همان صفحه ، یا یک ورق این طرف یا آن طرف تر بود.

 

     تدریجا آوازه او بالا گرفت و به قم آمد و مورد استقبال فضلای حوزه علمیه و مراجع بزرگ قرار گرفت و با امتحانات پی در پی ثابت شد این مسئله یک امر عادی نیست . همه جا با اعجاب از او یاد می شد و مورد اکرام و احترام بود . شرح حال او که آمیخته با قرائن فراوان بود حتی افراد دیر باور را به خضوع در مقابل این عنایت خاصه الهی می کرد . خداوند رحمتش کند و با قرآن مجید و آورنده آن محشورش فرماید. 22

 

 







http://karbalaeikazem.vcp.ir/

 

آیت الله العظمی بروجردی و کربلایی کاظم ساروقی

 

آیت الله العظمی بروجردی و کربلایی کاظم

 

     در جلسه ای مرحوم آیة الله العظمی بروجردی آیاتی را از حافظ قرآن پرسیدند و او بدون معطلی پاسخ گفت .

 

بقیه در ادامه مطلب

 

     سپس

آیت الله العظمی بروجردی و کربلایی کاظم

 

     در جلسه ای مرحوم آیة الله العظمی بروجردی آیاتی را از حافظ قرآن پرسیدند و او بدون معطلی پاسخ گفت .

 

بقیه در ادامه مطلب

 

     سپس آیة الله آیه ای تلاوت می کند ، کربلایی کاظم میگوید : آقا ، آیه آنطور که خواندید نیست . آقا می فرماید : من هم اشتباه خواندم ؟ عرض کرد : بلی آقاجان ، شما مجتهد و مرجع تقلید هستید ، ولی آیه آن گونه که خواندید نیست بلکه این طور است . سپس قرآن آوردند و دیدند که حافظ قرآن درست گفته است . در موارد خلاف بین قراء سبعه ، مرحوم آیة الله بروجردی نظر کربلایی کاظم را جویا می شدند و قرائت او برایشان معتبر و قابل اعتماد بود و در موردی فرمودند : ما سوره حمد را نمی توانیم به قهقرا بخوانیم ، ولی او سوره بقره را می تواند از انتها به اول بخواند

 

 







http://karbalaeikazem.vcp.ir/ سائت  کربلایی کاظم ساروقی اراکی معجزه قرن  بیستم حافظ کل قرآن شدن روستایی که با یک معجزه حافظ کل قرآن شد با تائید  دانشکاه الزهرا مصر و علمای شیعه واهل سنت به این معجزه قرن  واقف شدند وبه شیعه رسمیت کامل دا ورسمیتش  برای اهل سنت  شناخته تر شد  با مراجعه به سایت  کربلایی کاظم ساروقی  بیشتر بااین نابغه قرن  آشنا شویدhttp://karbalaeikazem.vcp.ir/    http://karbalaeikazem.vcp.ir/






صفحات :
|  1  2  3  4  5  >>  >  |