حقانیت شیعه

اجتماعی

فضیلت سوره مبارکه نور - حقانیت شیعه

سیدمرتضی ناصری کرهرودی
حقانیت شیعه اجتماعی




نکته ها

شخصى به نام «هلال‏بن امیه» با اضطراب بر پیامبرصلى الله علیه وآله وارد شد و عرض کرد: زنم را در حال زنا دیدم، به خدا سوگند راست مى‏گویم. پیامبر صلى الله علیه وآله ناراحت شد. اصحاب آن حضرت نیز هیجان زده شدند که این مرد، هم ناموسش را در چنین حالى دیده است و هم شلاق خواهد خورد، زیرا شاهدى ندارد تا سخن خود را ثابت کند. این آیه نازل شد وفرمود: اگر مردى به همسرش نسبت زنا داد و شاهدى نداشت، به جاى آوردن چهار شاهد، چهار بار بگوید: «اُشهد باللّه انّى لمن الصادقین» خدا را گواه مى‏گیرم که من از راستگویانم. و براى تحکیم و تثبیت ادّعاى خود یک بار هم این جمله را بگوید: «لعنة اللّه علىّ ان کنتُ من الکاذبین» لعنت خدا بر من اگر از دروغگویان باشم.
البتّه زن نیز همچون شوهرش حقّ دارد از خود دفاع کند، زیرا ممکن است مردى با چهار سوگند دروغ، همسر خود را به سنگسار شدن محکوم کند و براى همیشه آبروى او و بستگانش را ببرد. اسلام که حامى حقوق همگان است براى پیشگیرى از وقوع این کار، به زن نیز اجازه داده است تا براى اثبات پاکدامنى خود و نجات از سنگسار، چهار بار سوگند یاد کند و چنین بگوید: «اُشهد باللّه انّه لَمِن الکاذِبین» خدا را گواه مى‏گیرم که همسرم از دروغگویان است. و براى محکم کارى بیشتر بگوید: «غَضِب اللّه علىّ اِن کان من الصادقین» قهر و غضب خدا بر من اگر همسرم از راستگویان باشد.
در پنجمین جمله‏ى مرد، «لعنت خدا» بود و در پنجمین جمله‏ى زن، «غضب خدا» که از لعنت شدیدتر است، زیرا حساسیّت کسى که مورد تهمت قرار گرفته، بیشتر است و براى نجات از سنگسار شدن حاضر است غضب خدا را تحمّل کند.
به هر حال، اگر در محضر قاضى و حاکم اسلامى، این ده جمله (پنج جمله از مرد و پنج جمله از زن) گفته شود، در اصطلاح به این کار، «لِعان» (یکدیگر را لعن کردن) مى‏گویند. البتّه در این مورد مسائل فقهى و حقوقى خاصّى مطرح است. قاضى باید زن و شوهر را موعظه نماید و سعى کند لعان واقع نشود و در صورت لزوم اجرا، آن دو را به مکان‏هاى مقدّس مانند مسجد ببرد و رو به قبله بنشاند، آن گاه مراسم لعان انجام گیرد.
با اجراى لعان و سوگند خوردن زن و شوهر و گفتن جمله‏هاى ذکر شده، اسلام قوانینى را در نظر گرفته است که باید به آنها عمل شود:
1- این زن و مرد، بدون صیغه‏ى طلاق، براى همیشه از یکدیگر جدا مى‏شوند و حقّ مراجعه و ازدواج مجدد ندارند.
2- حدّ از هر دو برداشته مى‏شود، یعنى مرد، هشتاد ضربه شلاق نمى‏خورد و زن، سنگسار نمى‏شود.
قرار دادن چهار شاهد یا چهار سوگند، آن هم با لعنت و غضب، براى اثبات زنا، نشانه‏ى آن است که خداوند با فضل و رحمت خود از طریق این گونه احکام، مانع رسوایى افراد شده و گرنه هر روز خانواده‏هایى رسوا و قبیله‏ها و فامیل‏هایى به تباهى کشیده مى‏شوند.


پیام ها 

1- حفظ آبرو در اسلام مورد توجّه است. «أربع شهادات باللّه» (قانون چهار سوگند و یک لعنت برخود، براى کنترل مردم از رسوا کردن یکدیگر است)
2- در اثبات زناى همسر، چهار سوگند و یک لعنت، به جاى چهار شاهد پذیرفته است. «اِن لم یکن لهم شهداء... فَشَهادةُ أحدهم أربع شهادات»
3- اسلام، حامى حقوق زن است. زن نیز با چهار سوگند مى‏تواند اتّهامى را که مرد با چهار سوگند اثبات کرده، از خود دفع کند. «أربع‏شهادات... أربع‏شهادات»
4- اسلام براى پیشگیرى از فرو پاشى نظام خانواده، علاوه بر چهار بار خدا را گواه گرفتن، گفتن جمله‏ى پنجمى را نیز بر هر یک از طرفین واجب کرده است. «والخامسة»
5 - نفرین برخود، براى رفع اتهام از خود جایز است. «غضب اللّه علیها»
6- اجراى قوانین و دستورات خداوند، به نفع خود مردم است. «و لولا فضل اللّه علیکم»
7- عذر پذیرى خداوند، با مصلحت و حکمت همراه است. «تَوّابٌ حکیم»
8 - قوانین کیفرى اسلام، احکامى برخاسته از حکمت الهى است. «حکیم»



پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور

آیه 11
إِنَّ الَّذِینَ جَآءُو بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِّنکُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرّاً لَکُم بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ لِکُلِّ امْرِىٍ مِّنهُم مَّا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِى تَوَلَّى‏ کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ‏ 

ترجمه
قطعاً کسانى که آن دروغ بزرگ را (در میان) آوردند، گروهى متشکل از خود شما بودند. آن را براى خود شر نپندارید، بلکه آن (در نهایت) به نفع شماست. هر کدام از آنان بدان اندازه از گناه که مرتکب شده است، به کیفر رسد وبراى کسى که بخش بزرگ گناه را بر عهده گرفته عذاب بزرگى است. 

نکته ها
کلمه‏ى «اِفک» در لغت، به معناى گرایش از حقّ به باطل است. تهمت زدن نیز نوعى پوشاندن حقّ و جلوه دادن باطل است. 
برخى مفسّران درباره شأن نزول این آیه گفته‏اند: پیامبراکرم صلى الله علیه وآله در هر سفرى با قید قرعه یکى از همسرانش را همراه مى‏برد. در جنگ «بنى مصطلق» عایشه را برد. وقتى که نبرد پایان یافت و مردم به مدینه بازمى‏گشتند، عایشه براى تطهیر و یا یافتن دانه‏هاى گردنبند گمشده‏اش از قافله عقب ماند. یکى از اصحاب که او نیز از قافله دور مانده بود، عایشه را به لشکر رساند. بعضى افراد به عایشه و آن صحابى، تهمت ناروا زدند. این اتهام به گوش مردم رسید، پیامبر ناراحت شد وعایشه به خانه پدر رفت، تا آن که این آیه نازل شد.(17)
جمعى دیگر از مفسّران و خصوصاً نویسنده تفسیر «اطیب‏البیان» با استفاده از روایات متعدّد و مستند نقل مى‏کنند که این آیه درباره‏ى «ماریه قبطیه» (یکى دیگر از همسران رسول خدا) است، که خداوند به او فرزندى به نام «ابراهیم» داد، ولى پس از 18 ماه از دنیا رفت. عایشه و حَفصِه گفتند: اى رسول خدا! چرا گریه مى‏کنى؟ ابراهیم فرزند تو نبود، بلکه شخص دیگرى غیر از تو با ماریه همبستر شده و ابراهیم متولد شده است. اینجا بود که این آیه نازل شد. علاّمه جعفر مرتضى در کتاب گرانقدر (حدیث الافک) نیز این بیان را تأیید مى‏کند. در مورد هر دو شأن نزول سؤالاتى مطرح است ولى چون هدف ما در این تفسیر، پیام‏گیرى از متن آیات است، درباره‏ى شأن نزولها بحث گسترده‏اى نداریم.
در ماجراى افک چندین گناه نهفته است: دروغ، سوءظن به مؤمن، ایذاى مؤمن، تهمت، اهانت، آزردن پیامبرصلى الله علیه وآله، تضعیف خاندان رسالت و شایعه‏پردازى.
17) تفسیر ابن‏کثیر.

پیام ها
1- افراد فاسق، از نسبت دادن زنا، حتى به همسر پیامبر نیز ابایى ندارند. «جاءو بالاِفک»
2- گاهى شایعه‏سازان، با سازماندهى قبلى و قصد توطئه، شایعه را القا مى‏کنند. «عُصبة» («عُصبة» یعنى گروه متشکّل و متعصّبى که هدفى را دنبال مى‏کند)
3- مراقب شایعه‏سازان در میان خود باشید. «منکم»
4- گاهى در پیش‏آمدهاى تلخ منافعى وجود دارد. (مانند روشن‏شدن چهره‏ى منافقان، هوشیارى مردم، امدادهاى الهى براى مظلوم) «لاتحسبوه شرّاً لکم»
5 - امیددادن به مؤمنان در برابر توطئه وتهمت بدخواهان لازم است. «بل هو خیرٌ»
6- کیفرهاى الهى، عادلانه ومتناسب با اعمال ماست. «لکلّ امرىٍ منهم ما اکتسب»
7- در گناهان دسته‏جمعى، هر یک از افراد به مقدار سهم خود مجرم است. «لکلّ امرىٍ منهم ما اکتسب من الاثم»
8 - انسان زمانى مجرم و مقصّر است که با علم و قصد گناه کند. «اِکتسب من الاثم»
9- گناه هر کس گریبان‏گیر خود اوست. «لکلّ امرىٍ منهم مَا اکتسب من الاثم»
10- مجازات کسى که نقش اصلى را در ارتکاب جرم دارد، بزرگ‏تر است. «والّذى تَولّى کِبره... له عذابٌ عظیم»




پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور

آیه 12
لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَیْراً وَ قَالُواْ هَذَآ إِفْکٌ مُّبِینٌ 

آیه 13

لَوْلَا جَآءُو عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ فَإِذْ لَمْ یَأْتُواْ بِالشُّهَدَآءِ فَأُوْلَئِکَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْکَاذِبُونَ

ترجمه
چرا زمانى که تهمت را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خویش گمان خوب نبردند و نگفتند که این تهمتى بزرگ وآشکار است؟ چرا چهار شاهد بر صحّت آن تهمت نیاوردند؟ پس چون گواهان لازم را نیاوردند، آنان نزد خدا همان دروغگویانند.

نکته ها
خداوند در این آیه، مسلمانان را به خاطر بدگمانى به همسر پیامبر و آسیب‏پذیرى آنان در برابر شایعات، توبیخ مى‏کند.
قرآن گاهى به جاى کلمه‏ى «دیگران» کلمه‏ى «شما» را به کار برده است تا به مسلمانان بگوید: همه‏ى شما یکى هستید. مثلاً به جاى این که بگوید: به دیگران نیش و طعنه نزنید، مى‏فرماید: «لا تَلمِزوا اَنفسکم»(18) به خودتان نیش نزنید. و به جاى این که بگوید: وقتى که وارد خانه‏اى شدید به دیگران سلام کنید، مى‏فرماید: «فسَلّموا على اَنفسِکم»(19) به خودتان سلام کنید. در این آیه نیز به جاى این که بگوید: به دیگران حسن‏ظن داشته باشید مى‏فرماید: «ظنّ... بأنفسهم خیراً» به خودتان حسن‏ظن داشته باشید.
در قرآن کریم، کلمه‏ى «لولا» در موارد متعدّدى براى انتقاد و توبیخ به کار رفته است که در این جا چند مورد را ذکر مى‏کنیم:
1- «لولا یَنهاهم الرّبّانیّون»(20) چرا علما نهى از منکر نمى‏کنند؟
2- «لولا اذ سَمعتُموه»(21) چرا هر شنیده‏اى را مى‏پذیرید؟
3- «لولا جاءوا علیه باَربعة شُهداء»(22) چرا براى سخن نارواى خود چهار شاهد نمى‏آورند؟
4- «لولا تَستَغفرون اللّه»(23) چرا از خدا آمرزش نمى‏خواهید؟
5 - «فلولا اذ جاءهم بأسُنا تَضرّعوا»(24) چرا زمانى که عذاب ما به آنان رسید، تضرّع نکردند؟
6- «فلولا تَشکرون»(25) چرا شکرگزار نیستید؟
7- «فلولا تصدّقون»(26) چرا تصدیق نمى‏کنید؟
8 - «فلولا تذکّرون»(27) چرا عبرت نمى‏گیرید؟
9- «فلولا نَفَر من کلّ فِرقَة مِنهم طائفة لِیَتفقّهوا فِى الدّین»(28) چرا از هر فرقه‏اى دسته‏اى کوچ نمى‏کنند تا در دین آگاهى پیدا کنند؟
18) حجرات، 11.
19) نور، 61.
20) مائده، 63.
21) نور، 12.
22) نور، 13.
23) نمل، 46.
24) انعام، 43.
25) واقعه، 70.
26) واقعه، 57.
27) واقعه، 62.
28) توبه، 122.

پیام ها 

1- دامن زدن به شایعه و پخش آن، ممنوع است. («لولا» نشانه توبیخ از سوءظن و پخش شایعات است)
2- در جامعه‏ى اسلامى باید روحیه‏ى حسن ظن حاکم باشد. «ظَنّ المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خَیراً» (حسن ظن، یکى از آثار ایمان است).
3- مؤمنان در برابر آبروى یک «فرد» مسئول هستند. «المؤمنون و المؤمنات»
4- بنى آدم اعضاى یکدیگرند. تهمت به هر عضوى از جامعه‏ى اسلامى، همانند تهمت به دیگر اعضاست. «بأنفسهم خَیراً»
5 - اصل اوّلیه در عمل مسلمان، صحت است، مگر جرم او با دلیل ثابت شود. «ظَنّ المؤمنون والمؤمنات بأنفسِهم خَیراً»
6- حفظ حریم پیامبر صلى الله علیه وآله و خانواده‏اش بر هر مؤمنى واجب است. «لولا... قالوا هذا إفک مبین»
7- در برابر شنیده‏هاى ناروا در مورد مؤمنان، سکوت ممنوع است. «لولا... قالوا هذا إفک مبین»
8 - جامعه‏ى ساده دل، زودباور و یاوه‏گو، توبیخ مى‏شود. «لولاجاءو علیه باَربعة»
9- تهمت اگر ثابت نشود، گوینده‏ى آن دروغگو محسوب مى‏شود. «هم الکاذبون»





تاریخ : جمعه 89/8/7 | 10:16 عصر | نویسنده : سیدمرتضی ناصری کرهرودی | نظرات ()
.: Weblog Themes By Slide Skin:.