نکته ها شخصى به نام «هلالبن امیه» با اضطراب بر پیامبرصلى الله علیه وآله وارد شد و عرض کرد: زنم را در حال زنا دیدم، به خدا سوگند راست مىگویم. پیامبر صلى الله علیه وآله ناراحت شد. اصحاب آن حضرت نیز هیجان زده شدند که این مرد، هم ناموسش را در چنین حالى دیده است و هم شلاق خواهد خورد، زیرا شاهدى ندارد تا سخن خود را ثابت کند. این آیه نازل شد وفرمود: اگر مردى به همسرش نسبت زنا داد و شاهدى نداشت، به جاى آوردن چهار شاهد، چهار بار بگوید: «اُشهد باللّه انّى لمن الصادقین» خدا را گواه مىگیرم که من از راستگویانم. و براى تحکیم و تثبیت ادّعاى خود یک بار هم این جمله را بگوید: «لعنة اللّه علىّ ان کنتُ من الکاذبین» لعنت خدا بر من اگر از دروغگویان باشم. البتّه زن نیز همچون شوهرش حقّ دارد از خود دفاع کند، زیرا ممکن است مردى با چهار سوگند دروغ، همسر خود را به سنگسار شدن محکوم کند و براى همیشه آبروى او و بستگانش را ببرد. اسلام که حامى حقوق همگان است براى پیشگیرى از وقوع این کار، به زن نیز اجازه داده است تا براى اثبات پاکدامنى خود و نجات از سنگسار، چهار بار سوگند یاد کند و چنین بگوید: «اُشهد باللّه انّه لَمِن الکاذِبین» خدا را گواه مىگیرم که همسرم از دروغگویان است. و براى محکم کارى بیشتر بگوید: «غَضِب اللّه علىّ اِن کان من الصادقین» قهر و غضب خدا بر من اگر همسرم از راستگویان باشد. در پنجمین جملهى مرد، «لعنت خدا» بود و در پنجمین جملهى زن، «غضب خدا» که از لعنت شدیدتر است، زیرا حساسیّت کسى که مورد تهمت قرار گرفته، بیشتر است و براى نجات از سنگسار شدن حاضر است غضب خدا را تحمّل کند. به هر حال، اگر در محضر قاضى و حاکم اسلامى، این ده جمله (پنج جمله از مرد و پنج جمله از زن) گفته شود، در اصطلاح به این کار، «لِعان» (یکدیگر را لعن کردن) مىگویند. البتّه در این مورد مسائل فقهى و حقوقى خاصّى مطرح است. قاضى باید زن و شوهر را موعظه نماید و سعى کند لعان واقع نشود و در صورت لزوم اجرا، آن دو را به مکانهاى مقدّس مانند مسجد ببرد و رو به قبله بنشاند، آن گاه مراسم لعان انجام گیرد. با اجراى لعان و سوگند خوردن زن و شوهر و گفتن جملههاى ذکر شده، اسلام قوانینى را در نظر گرفته است که باید به آنها عمل شود: 1- این زن و مرد، بدون صیغهى طلاق، براى همیشه از یکدیگر جدا مىشوند و حقّ مراجعه و ازدواج مجدد ندارند. 2- حدّ از هر دو برداشته مىشود، یعنى مرد، هشتاد ضربه شلاق نمىخورد و زن، سنگسار نمىشود. قرار دادن چهار شاهد یا چهار سوگند، آن هم با لعنت و غضب، براى اثبات زنا، نشانهى آن است که خداوند با فضل و رحمت خود از طریق این گونه احکام، مانع رسوایى افراد شده و گرنه هر روز خانوادههایى رسوا و قبیلهها و فامیلهایى به تباهى کشیده مىشوند. پیام ها 1- حفظ آبرو در اسلام مورد توجّه است. «أربع شهادات باللّه» (قانون چهار سوگند و یک لعنت برخود، براى کنترل مردم از رسوا کردن یکدیگر است) 2- در اثبات زناى همسر، چهار سوگند و یک لعنت، به جاى چهار شاهد پذیرفته است. «اِن لم یکن لهم شهداء... فَشَهادةُ أحدهم أربع شهادات» 3- اسلام، حامى حقوق زن است. زن نیز با چهار سوگند مىتواند اتّهامى را که مرد با چهار سوگند اثبات کرده، از خود دفع کند. «أربعشهادات... أربعشهادات» 4- اسلام براى پیشگیرى از فرو پاشى نظام خانواده، علاوه بر چهار بار خدا را گواه گرفتن، گفتن جملهى پنجمى را نیز بر هر یک از طرفین واجب کرده است. «والخامسة» 5 - نفرین برخود، براى رفع اتهام از خود جایز است. «غضب اللّه علیها» 6- اجراى قوانین و دستورات خداوند، به نفع خود مردم است. «و لولا فضل اللّه علیکم» 7- عذر پذیرى خداوند، با مصلحت و حکمت همراه است. «تَوّابٌ حکیم» 8 - قوانین کیفرى اسلام، احکامى برخاسته از حکمت الهى است. «حکیم» ![]() |
پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور آیه 11 إِنَّ الَّذِینَ جَآءُو بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِّنکُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرّاً لَکُم بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ لِکُلِّ امْرِىٍ مِّنهُم مَّا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِى تَوَلَّى کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ ترجمه قطعاً کسانى که آن دروغ بزرگ را (در میان) آوردند، گروهى متشکل از خود شما بودند. آن را براى خود شر نپندارید، بلکه آن (در نهایت) به نفع شماست. هر کدام از آنان بدان اندازه از گناه که مرتکب شده است، به کیفر رسد وبراى کسى که بخش بزرگ گناه را بر عهده گرفته عذاب بزرگى است. نکته ها کلمهى «اِفک» در لغت، به معناى گرایش از حقّ به باطل است. تهمت زدن نیز نوعى پوشاندن حقّ و جلوه دادن باطل است. برخى مفسّران درباره شأن نزول این آیه گفتهاند: پیامبراکرم صلى الله علیه وآله در هر سفرى با قید قرعه یکى از همسرانش را همراه مىبرد. در جنگ «بنى مصطلق» عایشه را برد. وقتى که نبرد پایان یافت و مردم به مدینه بازمىگشتند، عایشه براى تطهیر و یا یافتن دانههاى گردنبند گمشدهاش از قافله عقب ماند. یکى از اصحاب که او نیز از قافله دور مانده بود، عایشه را به لشکر رساند. بعضى افراد به عایشه و آن صحابى، تهمت ناروا زدند. این اتهام به گوش مردم رسید، پیامبر ناراحت شد وعایشه به خانه پدر رفت، تا آن که این آیه نازل شد.(17) جمعى دیگر از مفسّران و خصوصاً نویسنده تفسیر «اطیبالبیان» با استفاده از روایات متعدّد و مستند نقل مىکنند که این آیه دربارهى «ماریه قبطیه» (یکى دیگر از همسران رسول خدا) است، که خداوند به او فرزندى به نام «ابراهیم» داد، ولى پس از 18 ماه از دنیا رفت. عایشه و حَفصِه گفتند: اى رسول خدا! چرا گریه مىکنى؟ ابراهیم فرزند تو نبود، بلکه شخص دیگرى غیر از تو با ماریه همبستر شده و ابراهیم متولد شده است. اینجا بود که این آیه نازل شد. علاّمه جعفر مرتضى در کتاب گرانقدر (حدیث الافک) نیز این بیان را تأیید مىکند. در مورد هر دو شأن نزول سؤالاتى مطرح است ولى چون هدف ما در این تفسیر، پیامگیرى از متن آیات است، دربارهى شأن نزولها بحث گستردهاى نداریم. در ماجراى افک چندین گناه نهفته است: دروغ، سوءظن به مؤمن، ایذاى مؤمن، تهمت، اهانت، آزردن پیامبرصلى الله علیه وآله، تضعیف خاندان رسالت و شایعهپردازى.17) تفسیر ابنکثیر. پیام ها 1- افراد فاسق، از نسبت دادن زنا، حتى به همسر پیامبر نیز ابایى ندارند. «جاءو بالاِفک» 2- گاهى شایعهسازان، با سازماندهى قبلى و قصد توطئه، شایعه را القا مىکنند. «عُصبة» («عُصبة» یعنى گروه متشکّل و متعصّبى که هدفى را دنبال مىکند) 3- مراقب شایعهسازان در میان خود باشید. «منکم» 4- گاهى در پیشآمدهاى تلخ منافعى وجود دارد. (مانند روشنشدن چهرهى منافقان، هوشیارى مردم، امدادهاى الهى براى مظلوم) «لاتحسبوه شرّاً لکم» 5 - امیددادن به مؤمنان در برابر توطئه وتهمت بدخواهان لازم است. «بل هو خیرٌ» 6- کیفرهاى الهى، عادلانه ومتناسب با اعمال ماست. «لکلّ امرىٍ منهم ما اکتسب» 7- در گناهان دستهجمعى، هر یک از افراد به مقدار سهم خود مجرم است. «لکلّ امرىٍ منهم ما اکتسب من الاثم» 8 - انسان زمانى مجرم و مقصّر است که با علم و قصد گناه کند. «اِکتسب من الاثم» 9- گناه هر کس گریبانگیر خود اوست. «لکلّ امرىٍ منهم مَا اکتسب من الاثم» 10- مجازات کسى که نقش اصلى را در ارتکاب جرم دارد، بزرگتر است. «والّذى تَولّى کِبره... له عذابٌ عظیم» |
پاسخ : درمان با قرآن با محوریت سوره مبارکه نور آیه 12 لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَیْراً وَ قَالُواْ هَذَآ إِفْکٌ مُّبِینٌ آیه 13 لَوْلَا جَآءُو عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ فَإِذْ لَمْ یَأْتُواْ بِالشُّهَدَآءِ فَأُوْلَئِکَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْکَاذِبُونَ ترجمه چرا زمانى که تهمت را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خویش گمان خوب نبردند و نگفتند که این تهمتى بزرگ وآشکار است؟ چرا چهار شاهد بر صحّت آن تهمت نیاوردند؟ پس چون گواهان لازم را نیاوردند، آنان نزد خدا همان دروغگویانند. نکته ها خداوند در این آیه، مسلمانان را به خاطر بدگمانى به همسر پیامبر و آسیبپذیرى آنان در برابر شایعات، توبیخ مىکند. قرآن گاهى به جاى کلمهى «دیگران» کلمهى «شما» را به کار برده است تا به مسلمانان بگوید: همهى شما یکى هستید. مثلاً به جاى این که بگوید: به دیگران نیش و طعنه نزنید، مىفرماید: «لا تَلمِزوا اَنفسکم»(18) به خودتان نیش نزنید. و به جاى این که بگوید: وقتى که وارد خانهاى شدید به دیگران سلام کنید، مىفرماید: «فسَلّموا على اَنفسِکم»(19) به خودتان سلام کنید. در این آیه نیز به جاى این که بگوید: به دیگران حسنظن داشته باشید مىفرماید: «ظنّ... بأنفسهم خیراً» به خودتان حسنظن داشته باشید. در قرآن کریم، کلمهى «لولا» در موارد متعدّدى براى انتقاد و توبیخ به کار رفته است که در این جا چند مورد را ذکر مىکنیم: 1- «لولا یَنهاهم الرّبّانیّون»(20) چرا علما نهى از منکر نمىکنند؟ 2- «لولا اذ سَمعتُموه»(21) چرا هر شنیدهاى را مىپذیرید؟ 3- «لولا جاءوا علیه باَربعة شُهداء»(22) چرا براى سخن نارواى خود چهار شاهد نمىآورند؟ 4- «لولا تَستَغفرون اللّه»(23) چرا از خدا آمرزش نمىخواهید؟ 5 - «فلولا اذ جاءهم بأسُنا تَضرّعوا»(24) چرا زمانى که عذاب ما به آنان رسید، تضرّع نکردند؟ 6- «فلولا تَشکرون»(25) چرا شکرگزار نیستید؟ 7- «فلولا تصدّقون»(26) چرا تصدیق نمىکنید؟ 8 - «فلولا تذکّرون»(27) چرا عبرت نمىگیرید؟ 9- «فلولا نَفَر من کلّ فِرقَة مِنهم طائفة لِیَتفقّهوا فِى الدّین»(28) چرا از هر فرقهاى دستهاى کوچ نمىکنند تا در دین آگاهى پیدا کنند؟18) حجرات، 11. 19) نور، 61. 20) مائده، 63. 21) نور، 12. 22) نور، 13. 23) نمل، 46. 24) انعام، 43. 25) واقعه، 70. 26) واقعه، 57. 27) واقعه، 62. 28) توبه، 122. پیام ها 1- دامن زدن به شایعه و پخش آن، ممنوع است. («لولا» نشانه توبیخ از سوءظن و پخش شایعات است) 2- در جامعهى اسلامى باید روحیهى حسن ظن حاکم باشد. «ظَنّ المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خَیراً» (حسن ظن، یکى از آثار ایمان است). 3- مؤمنان در برابر آبروى یک «فرد» مسئول هستند. «المؤمنون و المؤمنات» 4- بنى آدم اعضاى یکدیگرند. تهمت به هر عضوى از جامعهى اسلامى، همانند تهمت به دیگر اعضاست. «بأنفسهم خَیراً» 5 - اصل اوّلیه در عمل مسلمان، صحت است، مگر جرم او با دلیل ثابت شود. «ظَنّ المؤمنون والمؤمنات بأنفسِهم خَیراً» 6- حفظ حریم پیامبر صلى الله علیه وآله و خانوادهاش بر هر مؤمنى واجب است. «لولا... قالوا هذا إفک مبین» 7- در برابر شنیدههاى ناروا در مورد مؤمنان، سکوت ممنوع است. «لولا... قالوا هذا إفک مبین» 8 - جامعهى ساده دل، زودباور و یاوهگو، توبیخ مىشود. «لولاجاءو علیه باَربعة» 9- تهمت اگر ثابت نشود، گویندهى آن دروغگو محسوب مىشود. «هم الکاذبون» |
تاریخ : جمعه 89/8/7 | 10:16 عصر | نویسنده : سیدمرتضی ناصری کرهرودی | نظرات ()